چکیده مقاله
زمینه گرایی در معماری، رویکردی است که بنا را نه به عنوان شیئی مستقل، بلکه به مثابه بخشی از یک کلیت زنده، پویا و معنادار در ارتباط با بستر پیرامون درک می کند مفهوم «زمینه» که ریشه در واژه ی لاتین contextus به معنای درهم بافتگی و هم نشینی دارد، در معماری معاصر به شبکه ای پیچیده از لایه های کالبدی، تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، اقلیمی و ادراکی گسترش یافته است این مقاله با رویکردی تحلیلی–نظری، به تبیین سیر تحول مفهوم زمینه گرایی از بنیان های فلسفی پدیدارشناسی و نقد مدرنیسم بین المللی تا رویکردهای انتقادی، اجتماعی–فرهنگی و داده محور معاصر می پردازد در این مسیر، نقش حوزه های میان رشته ای همچون فلسفه، هنر، علوم اجتماعی و رفتاری، علوم شناختی، پزشکی محیطی و علوم زیست محیطی در شکل گیری و غنای نظریه ی معماری زمینه گرا بررسی می شود مقاله نشان می دهد که زمینه گرایی صرفا به هماهنگی فرمی یا تاریخی محدود نبوده، بلکه فرآیندی فعال برای ترجمه ی ویژگی های بستر به کیفیت های فضایی، معنایی و عملکردی است در نهایت، با تبیین پیوند مفهومی میان زمینه گرایی و معماری پایدار، استدلال می شود که پایداری نه هدفی مستقل، بلکه پیامد منطقی طراحی مبتنی بر درک عمیق و چندلایه ی زمینه است؛ رویکردی که معماری را در تعامل زنده با طبیعت، فرهنگ و جامعه تعریف می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
محمدی جعفری، ملیکا و نوری، سید علی،1404،از بستر تا معنا: تکوین نظری زمینه گرایی در معماری از پدیدارشناسی تا رویکردهای داده محور معاصر،دهمین کنفرانس بین المللی عمران، معماری، شهرسازی با رویکرد توسعه زیرساخت های شهر�
ارائهشده در
دوازدهمین همایش ملی علوم و مهندسی27 بهمن 1404 · تهران