چکیده مقاله
اندیشه سیاسی در ایران و اسلام، بخشی مهم از میراث فکری و تمدنی این حوزه فرهنگی است که در طی قرون متمادی، در بستر فلسفه، فقه، کلام، اخلاق، سیاست نامه نویسی و تجربه تاریخی حکومت ها شکل گرفته است این سنت فکری، امر سیاسی را صرفا در قالب رقابت بر سر قدرت توضیح نمی دهد، بلکه آن را با مفاهیمی چون عدالت، هدایت، مصلحت عمومی، شریعت، نظم اجتماعی و مسئولیت حاکم در برابر خدا و جامعه پیوند می زند در مقابل، علوم سیاسی جدید در زمینه تحولات فکری و نهادی دنیای مدرن پدید آمده و موضوعاتی مانند دولت مدرن، حاکمیت، قانون گذاری عرفی، بوروکراسی، مشارکت سیاسی، حقوق شهروندی و نهادهای مدنی را در مرکز تحلیل خود قرار داده است مسئله اصلی این پژوهش، بررسی نوع نسبت میان این دو حوزه است: آیا اندیشه سیاسی در ایران و اسلام را می توان با مفاهیم علوم سیاسی جدید به طور کامل فهم کرد، یا آنکه این سنت نیازمند چارچوب تفسیری خاص خود است؟ همچنین این پرسش مطرح می شود که آیا میان این دو حوزه صرفا تقابل وجود دارد، یا امکان نوعی گفت وگوی انتقادی و بهره گیری متقابل نیز فراهم است این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و با رویکردی مقایسه ای، ابتدا مختصات اندیشه سیاسی در ایران و اسلام را تبیین می کند، سپس مهم ترین ویژگی های علوم سیاسی جدید را توضیح می دهد و در نهایت، نسبت این دو را در محورهایی چون مشروعیت، قانون، عدالت، جایگاه مردم، نسبت اخلاق و سیاست، و غایت حکومت بررسی می کند یافته پژوهش نشان می دهد که رابطه میان این دو حوزه را نه می توان به انطباق کامل فروکاست و نه به گسست مطلق در برخی حوزه ها امکان هم سخنی و بازتفسیر وجود دارد، اما در برخی مبانی، تفاوت های جدی و تعیین کننده دیده می شود بر این اساس، فهم سیاست در جوامع اسلامی نیازمند رویکردی است که هم به منطق درونی سنت اسلامی ایرانی توجه داشته باشد و هم از ابزارهای تحلیلی علوم سیاسی جدید به صورت نقادانه بهره گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یموری پور، ابوالفضل و خلیلی آزاد، امیرحسین،1405،اندیشه سیاسی در ایران، اسلام و نسبت آن با علوم سیاسی،هفتمین همایش بین المللی علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد و حسابداری،همدان
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفتمین همایش بین المللی علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد و حسابداری17 مرداد 1405 · همدان