چکیده مقاله
پدیده «اجبار به تکرار» که نخستین بار توسط زیگموند فروید مفهوم سازی شد، یکی از پیچیده ترین و مخرب ترین تظاهرات بالینی در بازماندگان ترومای پیچیده است بازماندگان سوء استفاده های مزمن و غفلت در دوران کودکی، غالبا به طور ناهشیار خود را در موقعیت های آسیب زای مشابه قرار می دهند یا پویایی های ارتباطی سمی را بازآفرینی می کنند این مقاله مروری با اتکا به ادبیات روانکاوی و رویکرد روان پویشی معاصر به ویژه نظریه روابط ابژه به بررسی مکانیسم های زیربنایی این پدیده می پردازد یافته های نظری نشان می دهد که اجبار به تکرار نه یک رفتار خودآزارانه محض بلکه تلاشی ناهشیار برای تسلط بر ترومای اولیه، حفظ پیوند با ابژه «بد» مراقب آزارگر در غیاب ابژه های ایمن و حفظ انسجام هرچند شکننده خود است در نهایت تلویحات بالینی این پدیده در اتاق درمان از جمله نقش انتقال، انتقال متقابل و عمل نمایی مورد بحث قرار گرفته و راهبردهای درمانی روان پویشی برای گره گشایی از این چرخه معیوب ارائه شده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�اهرنیا، نفیسه،1405،بررسی تحلیلی پدیده اجبار به تکرار در بازماندگان ترومای پیچیده رویکرد روان پویشی،سیزدهمین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پرورش و پژوهش،تهران
ارائهشده در
چهاردهمین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پرورش و پژوهش8 بهمن 1405 · تهران