چکیده مقاله
انقلاب مشروطه ۱۲۸۵ ۱۲۹۰ ش نه فقط یک تحول سیاسی، بلکه یک دگرگونی پارادایمی در حیات فکری، اجتماعی و فرهنگی ایران بود که تاثیرات آن تا به امروز ادامه دارد ادبیات، به عنوان آینه ی تحولات جامعه و ابزار بیان آرمان ها و شکست ها، یکی از مهم ترین عرصه هایی بود که این انقلاب را بازتاب داد و خود نیز از آن تاثیر پذیرفت این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، به واکاوی چگونگی بازتاب انقلاب مشروطه در ادبیات معاصر ایران از دوران وقوع انقلاب تا عصر حاضر می پردازد پژوهش حاضر نشان می دهد که بازنمایی مشروطه در ادبیات، یک فرایند ثابت و یکپارچه نبوده، بلکه در هر دوره تاریخی، متناسب با گفتمان سیاسی اجتماعی حاکم، دستخوش تغییر و بازتفسیر شده است در دوره ی نخست عصر مشروطه ، ادبیات به مثابه ی سلاحی در خدمت آرمان های انقلاب قانون، آزادی، وطن به کار گرفته شد و شعر و طنز سیاسی به اوج رسید در دوران پهلوی، مشروطه به یک گذشته ی نوستالژیک و آرمان از دست رفته بدل شد و در آثار روشنفکران، نمادی از شکست پروژه ی مدرنیته و خیانت به آرمان ها بود پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، به ویژه در حوزه ی رمان تاریخی، شاهد رویکردی انتقادی و بازنگرانه به مشروطه هستیم که در آن، روایت های کلان و قهرمان محور به چالش کشیده شده و بر تعارض های درونی انقلاب، نقش مذهب و تراژدی شکست تاکید می شود این مقاله استدلال می کند که مشروطه در ادبیات معاصر ایران، بیش از یک رویداد تاریخی، یک متن بنیادین است که نسل های مختلف نویسندگان برای فهم بحران های حال خود به آن بازگشته و آن را بازخوانی کرده اند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
یوسفوند، رضا،1404،بازتاب انقلاب مشروطه در ادبیات معاصر ایران،نوزدهمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت،روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیستمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی25 آذر 1404 · شیروان