چکیده مقاله
نظام های آموزشی معاصر با وجود گسترش فناوری ها، تنوع منابع یادگیری و پیشرفت های علوم شناختی، همچنان تا حد زیادی بر الگوی سنتی کلاس درس، زمان بندی ثابت، چیدمان ایستا و نقش معلم به عنوان انتقال دهنده محتوا تکیه دارند این شکاف میان نیازهای شناختی، روان شناختی و اجتماعی دانش آموزان امروز با ساختارهای آموزشی دیروز، موجب کاهش انگیزش، افت تمرکز، یادگیری سطحی و بیگانگی دانش آموزان با مدرسه شده است این مقاله با رویکردی تحلیلی–طراحی محور، مدرسه را نه به عنوان یک ساختمان یا صرفا محل انتقال محتوا، بلکه به مثابه یک «اکوسیستم یادگیری هوشمند» مورد بازاندیشی قرار می دهد در این چارچوب، کلاس درس، زمان، فضا، نقش معلم، نقش دانش آموز، ساختار فعالیت ها و حتی فرهنگ مدرسه، همگی به عنوان اجزای یک سیستم یادگیری یکپارچه تحلیل می شوند پژوهش حاضر با تکیه بر تحلیل مفهومی، شواهد تربیتی و تجربه های نوین آموزشی، نشان می دهد که کیفیت یادگیری بیش از آنکه به حجم محتوا وابسته باشد، به «طراحی تجربه یادگیری» وابسته است یافته های تحلیلی مقاله حاکی از آن است که بازطراحی هوشمندانه محیط یادگیری می تواند به شکل معناداری موجب افزایش انگیزش درونی، تمرکز پایدار، یادگیری عمیق، احساس مالکیت نسبت به یادگیری و رشد مهارت های شناختی و اجتماعی دانش آموزان شود در این مقاله، الگوی «مدرسه به عنوان محیط یادگیری هوشمند» معرفی و تشریح می شود و ابعاد مختلف آن از جمله معماری یادگیری، سازماندهی زمان، نقش جدید معلم، نقش فعال دانش آموز و الگوی اجرایی تحول مدرسه مورد بررسی قرار می گیرد در پایان، پیامدهای تربیتی، فرهنگی و راهبردی این رویکرد برای آینده نظام آموزشی تحلیل شده و پیشنهادهایی عملی برای حرکت تدریجی مدارس به سوی این الگو ارائه می شود
نویسندگان
شیوه ارجاع
�شمتی آذری، فاطمه و امینی، منصور و قائمی مقدم، کلثومه و ندائی فاروجی، محدثه،1404،بازطراحی تجربه آموزش برای پرورش انگیزش، تمرکز و یادگیری عمیق دانش آموزان،نوزدهمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت،روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیستمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی25 آذر 1404 · شیروان