چکیده مقاله
درس ادبیات فارسی به عنوان یکی از ارکان اصلی هویت فرهنگی و ملی در نظام آموزشی ایران، نقشی حیاتی در پرورش تفکر انتقادی، خلاقیت و هوش هیجانی دانش آموزان ایفا می کند با این وجود، شواهد میدانی و پژوهش های متعدد حاکی از افت انگیزه و بی علاقگی فزاینده دانش آموزان، به ویژه در دوره متوسطه، نسبت به این درس است این مسئله نه تنها یک چالش آموزشی، بلکه یک تهدید فرهنگی محسوب می شود مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر مرور نظام مند متون، به بررسی چندبعدی عوامل موثر در این بی علاقگی می پردازد عوامل شناسایی شده در پنج دسته اصلی طبقه بندی شده اند: ۱ عوامل مرتبط با محتوای درسی و کتاب های آموزشی، ۲ عوامل مرتبط با روش های تدریس، ۳ عوامل مرتبط با معلم، ۴ عوامل مرتبط با دانش آموز و نظام ارزشیابی، و ۵ عوامل اجتماعی و فناورانه در هر بخش، ابعاد مختلف مسئله شکافته شده و با استناد به دیدگاه های نظریه پردازان تعلیم و تربیت و یافته های پژوهشی تحلیل می گردد در نهایت، با توجه به عوامل ریشه ای شناسایی شده، مجموعه ای از راهکارهای عملی و یکپارچه در سطوح برنامه ریزی درسی، توانمندسازی معلمان، اصلاح روش های تدریس و ارزشیابی، و تقویت ارتباط خانه و مدرسه ارائه می شود هدف نهایی این پژوهش، فراهم آوردن یک چارچوب نظری و کاربردی برای سیاست گذاران، برنامه ریزان درسی و معلمان به منظور احیای جایگاه واقعی ادبیات فارسی در ذهن و قلب نسل جدید است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�خشنده فر، الهام،1404،تحلیل عوامل موثر در بی علاقگی دانش آموزان به درس ادبیات فارسی و ارائه راهکارها،نوزدهمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت،روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی،شیروان
ارائهشده در
کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی7 مهر 1405 · شیروان