چکیده مقاله
تجربه زیسته یکی از مفاهیم بنیادین در فلسفه و علوم انسانی است که نقش مهمی در تحلیل فعالیت های انسانی، آثار ادبی و شکل دهی نهادهای اجتماعی و تاریخی دارد این مقاله با هدف بررسی ماهیت و مبانی روش شناختی تجربه زیسته به عنوان یک روش پژوهشی، بر مبنای آراء فلاسفه، روانشناسان و منتقدان ادبی، چارچوبی نظری برای تحلیل تجربه زیسته ارائه می دهد در این پژوهش، تجربه زیسته به عنوان فرآیندی آگاهانه و انعکاسی از زندگی انسان و تعاملات او با محیط اجتماعی و تاریخی بررسی شد همچنین، اهمیت روش های کیفی، به ویژه تحقیق زیست نگاری، در تحلیل عمیق تر و جامع تر تجربه های انسانی مورد تاکید قرار گرفت یافته ها نشان می دهد که تجربه زیسته شامل تمامی جنبه های زندگی انسان، از جمله ادیان، هنر و ادبیات است و به فهم بهتر فرآیندهای اجتماعی و فرهنگی کمک می کند همچنین، تجربه زیسته نقش دوگانه ای دارد؛ هم به مولف در خلق اثر ادبی یاری می رساند و هم به مخاطب در درک و تفسیر متن، که موجب همذات پنداری و ارتباط عمیق تر میان آن ها می شود نتایج این پژوهش می تواند راهنمای پژوهشگران برای انجام مطالعات کیفی و تحلیلی درباره تجربه های زیسته در حوزه های ادبی، اجتماعی و فرهنگی باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بداللهی اسد آبادی، راهله،1404،ماهیت و مبانی روش شناختی تجربه زیسته به عنوان یک روش پژوهشی،نوزدهمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت،روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیستمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی25 آذر 1404 · شیروان