چکیده مقاله
تنگه هرمز یکی از معدود نقاطی است که در آن جغرافیای ملی ایران مستقیما با شریان های حیاتی اقتصاد جهانی پیوند می خورد پرسش اصلی پژوهش آن است که موقعیت جغرافیایی و توانمندی های نامتقارن ایران چگونه می تواند محاسبات طرف مقابل را از طریق افزایش ریسک و هزینه تغییر دهد مقاله با چارچوب رئالیسم تهاجمی، هرمز را یک «دارایی راهبردی گلوگاهی» می داند؛ زیرا اختلال در آن می تواند آثار خود را به بازار انرژی، حمل ونقل، بیمه، زنجیره تامین و سیاست پولی منتقل کند روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع دانشگاهی و داده های رسمی است داده های رسمی تا ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶ نشان می دهد متوسط جریان نفت در نیمه نخست ۲۰۲۵ حدود ۲۰/۳ میلیون بشکه در روز و جریان LNG حدود ۱۱۳ میلیارد فوت مکعب در روز بوده است؛ در مقابل، ظرفیت افزایشی قابل استفاده خطوط جایگزین عربستان و امارات حدود ۶/۲ میلیون بشکه در روز برآورد شده است اتفاقات مربوط به جنگ ایران و امریکا در سال ۲۰۲۶ نیز حساسیت شدید بازار به اختلال هرمز را نشان داد؛ بااین حال، پیامدهای مشاهده شده حاصل ترکیبی از عملیات نظامی، آسیب زیرساختی، محدودیت تردد، واکنش بیمه گران و تصمیم شرکت های کشتیرانی بود و نمی توان همه آنها را به کنش یک بازیگر نسبت داد نتیجه پژوهش آن است که اثر بازدارنده هرمز بیش از انسداد کامل و طولانی، به ظرفیت معتبر ایجاد ریسک، تاخیر و هزینه های غیرخطی وابسته است بنابراین، هرمز برای ایران یک اهرم مهم موازنه ساز است، اما میزان تبدیل آن به امتیاز سیاسی باید با توجه به شواهد علی ارزیابی شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ربتی، محمد و نقشبند، محمدامین،1405،تنگه هرمز به مثابه سلاح استراتژیک؛ تحلیل رئالیستی قدرت بازدارنده جمهوری اسلامی ایران،هفتمین همایش بین المللی علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد و حسابداری،همدان
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفتمین همایش بین المللی علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد و حسابداری17 مرداد 1405 · همدان