چکیده مقاله
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه برنامه درسی ضمنی با بهزیستی ذهنی با نقش میانجیگری خود ناتوان سازی تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره دوم مقطع متوسطه شهرستان اردکان بود جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم مقطع متوسطه شهرستان اردکان که در سال تحصیلی ۱۴۰۲ ۱۴۰۳ مشغول به تحصیل بوده اند می باشد حجم نمونه مورد مطالعه ۳۱۰ نفر بود که از طریق فرمول کوکران از جامعه آماری ۱۶۰۰ نفری به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند این پژوهش از نوع همبستگی است و ابزار سنجش در این پژوهش، سه پرسشنامه؛ برنامه درسی ضمنی شیخی ۱۳۸۸ ، بهزیستی ذهنی نوجوانان تیام و همکاران ۲۰۱۴ و خود ناتوان سازی تحصیلی شوینگر و استینسمر پلستر ۲۰۱۰ بوده است که روایی و پایایی ابزار سنجش مورد تایید قرار گرفت به منظور تجزیه وتحلیل داده ها در زمینه آمار توصیفی از روش های آماری میانگین و انحراف معیار و در زمینه آمار استنباطی از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است نتایج نشان دهنده آن است که می توان با توجه به برنامه درسی ضمنی و خود ناتوان سازی تحصیلی، بهزیستی ذهنی را پیش بینی کرد بنابراین خود ناتوان سازی تحصیلی اثر مستقیم معنادار مثبت بر بهزیستی ذهنی دارد و نتایج حاکی از آن بود که بین دو متغیر برنامه درسی ضمنی با بهزیستی ذهنی رابطه معنادار وجود دارد و هر چه برنامه درسی ضمنی بیشتر باشد بهزیستی ذهنی بیشتر است و بین دو متغیر خود ناتوان سازی تحصیلی با بهزیستی ذهنی رابطه معنادار منفی وجود دارد و هر چه خود ناتوان سازی تحصیلی کم تر باشد بهزیستی ذهنی بیش تر است همچنین بین دو متغیر خود ناتوان سازی تحصیلی با برنامه درسی ضمنی رابطه معنادار منفی وجود دارد و هر چه خود ناتوان سازی تحصیلی کم تر باشد نمره برنامه درسی ضمنی بیشتر است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
پایه دار اردکانی، نرگس و محمدی احمدآبادی، ناصر و پاک گهر، علیرضا،1404،بررسی رابطه برنامه درسی ضمنی با بهزیستی ذهنی با نقش میانجیگری خودناتوان سازی تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره دوم مقطع متوسطه شهرستان اردکان،بیست و سومین کنفرانس بین المللی پژوهش در روانشناسی، مشاوره و علوم تربیتی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و سومین کنفرانس بین المللی پژوهش در روانشناسی، مشاوره و علوم تربیتی24 مرداد 1404 · تهران