چکیده مقاله
مدیریت کیفیت فراگیر و مدیریت استراتژیک هر دو از راهکار هایی هستند که بسیاری از سازمان های امروزی برای حفظ بقای خود آنها را انتخاب می نمایند، هریک از این دو راهکار بافت سازمان را به نوعی متفاوت مورد ملاحظه و بررسی قرار می دهند مدیریت کیفیت فراگیر ساختار نظام یافته ای است که بر بهبود مستمر کلیه فعالیت های درونی یک سازمان تأکید می کند که هدف نهایی آن بهبود کیفیت محصولات و خدمات از طریق بهبود منابع انسانی، فرآیندها و تجهیزات موجود و به موازات آن کاهش هزینه های حوزه عملیاتی است مدیریت استراتژیک نیز مجموعه ای از تصمیم ها و اعمال است که منجر به طراحی و اجرای استراتژی هایی می شود که برای حصول به اهداف یک سازمان مورد استفاده قرار می گیرند با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب بیشتری به خود گرفته است و همچنین پیچیده تر شدن تصمیمات سازمانی ، لزوم به کارگیری برنامه ای جامع برای مواجهه با اینگونه مسائل بیش از گذشته ضرورت دارد، این برنامه چیزی جز برنامه استراتژیک نیست می توان گفت مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنیتی پویا، آینده نگر، جامع نگر و اقتضایی راه حل بسیاری از مسائل سازمان ها است در این مقاله می خواهیم تآثیر رابطه بین استراتژی های سازمانی و مدیریت کیفیت فراگیر را بر عملکرد سازمانی بررسی کنیم
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�جاعی، لیدا و بدیعی، فریبرز،1399،بررسی رابطه میان مدیریت کیفیت فراگیر TQM و مدیریت استراتژیک بر عملکرد سازمان،پنجمین کنفرانس بین المللی مدیریت، تجارت جهانی، اقتصاد، دارایی و علوم اجتماع�
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین کنفرانس بین المللی مدیریت، تجارت جهانی، اقتصاد، دارایی و علوم اجتماعی14 اسفند 1399