چکیده مقاله
در این مطالعه، ما بر دلبستگی شغلی کارمند، یک جنبه مثبت سلامت در روانشناسی سلامت حرفه ای تمرکز می کنیم که برای اولین بار توسط کاهن ۱۹۹۰ مطرح شد ،کارکنان اغلب در کار روزانه با عوامل استرس زا مواجه می شوند که بر دلبستگی آنها به کار تاثیر می گذارد، از آنجایی که دلبستگی کاری با رفاه و عملکرد کارکنان مرتبط است، مدیران علاقه مند به مداخله برای بهبود دلبستگی کاری کارکنان هستند، هدف ما در این مطالعه براساس ادبیات مدل تقاضا منابع شغلی JD – R و استفاده از رسانه های اجتماعی سازمانی ESM یک مدل نظری برای بررسی نقش تعدیل کننده استفاده از ESM مربوط به فعالیت های کاری و غیر کاری لذت جویانه در رابطه بین عوامل استرس زای کار و دلبستگی شغلی توسعه داده شده است، یافته های کلیدی به شرح زیر است اول عوامل استرس زای چالش به طور مثبت با دلبستگی شغلی در ارتباط بودند در حالی که عوامل استرس زای مانع به طور منفی با دلبستگی شغلی مرتبط بودند رابطه بین عوامل استرس زای چالشی و دلبستگی کاری یک اثر U شکل را تحت اثر تعدیلگر استفاده از ESM کاری نشان می دهد، اما یک اثر U شکل معکوس را تحت اثر تعدیلگر استفاده از ESM کاری نشان می دهد و همچنین در این مطالعه رابطه بین عوامل استرس زای مانع و دلبستگی کاری نیز تحت اثر تعدیلگر استفاده از ESM غیر کاری، یک اثر U شکل را نشان می دهد یافته های ما همچنین مدیران را در مورد استفاده از ESM برای افزایش دلبستگی کاری کارکنان آگاه تر می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�الی پور، نعمت اله و زنگنه، مهسا و زنگنه، مسعود،1401،استفاده از رسانه اجتماعی سازمانی به عنوان یک استرتژی تعدیل رابطه بین عوامل استرس زای کاری و دلبستگی شغلی کارمند : با تکیه بر مدل تقاضا –منابع شغلی،یازدهمین کنفرانس بین المللی مدیریت، تجارت جهانی، اقتصاد، دارایی و علوم اجتماع�
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی مدیریت، تجارت جهانی، اقتصاد، دارایی و علوم اجتماعی28 شهریور 1401