چکیده مقاله
مفاهیم مدیریت فرهنگی، سیاست گذاری فرهنگی و برنامه ریزی فرهنگی در ادبیات نظری و تجربی معاصر، پیوندی عمیق و در عین حال نیازمند تمایز مفهومی دارند این مقاله با رویکردی توصیفی‑تحلیلی و با تاکید بر نسبت سنجی این سه مفهوم، در پی پاسخ به این پرسش است که هر یک از این حوزه ها چه جایگاهی در سلسله مراتب دانش و عمل فرهنگی دارند و چه نسبتی با یکدیگر برقرار می کنند بر این اساس، ضمن تعریف هر یک از مفاهیم و مرور مدل های نظری، نشان داده می شود که سیاست گذاری فرهنگی ناظر بر تعیین خط مشی ها و جهت گیری های کلان فرهنگی در بالاترین سطح تصمیم گیری است برنامه ریزی فرهنگی حلقه میانی پیونددهنده سیاست ها با عرصه اجرا را تشکیل می دهد و مدیریت فرهنگی به عنوان رکن عملیاتی، مسئول اجرا، سازمان دهی، هدایت و ارزشیابی است در ادامه، نسبت های چهارگانه میان این مفاهیم با تاکید بر رابطه سلسله مراتبی، رابطه مکمل، همپوشانی مفهومی و گسست ممکن میان آنها بحث شده است توجه به تقدم منطقی سیاست بر برنامه و برنامه بر مدیریت، لزوم هماهنگی میان این سه عرصه را آشکار می سازد در کنار آن، تحلیل موانع پیوند میان آنها مانند فقدان ارتباط میان سیاست گذاری و اجرا، اختلاف مرجعیت ها و موازی کاری نهادی مورد اشاره قرار گرفته است در بخش تجربی، تجربه سیاست گذاری فرهنگی در ایران با تاکید بر نقشه مهندسی فرهنگی و برنامه های پنج ساله توسعه بررسی و نشان داده شده است که کاستی در تفکیک و هماهنگی سه مفهوم مذکور، یکی از چالش های اصلی نظام فرهنگی ایران بوده است در پایان، پیشنهادهایی برای ساماندهی روابط میان این سه سطح ارائه و ضرورت توجه به رویکرد «حکمرانی فرهنگی» به عنوان چارچوبی یکپارچه برای تحلیل و اقدام پیشنهاد شده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هانتیغ پور، مهدی،1405،نسبت سنجی مدیریت فرهنگی با سیاست گذاری فرهنگی و برنامه ریزی فرهنگی،هفتمین همایش بین المللی علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد و حسابداری،همدان
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفتمین همایش بین المللی علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد و حسابداری17 مرداد 1405 · همدان