چکیده مقاله
مدیریت فرهنگی در ایران با چالشی بنیادین مواجه است: غلبه نگاه سلیقه ای و شهودی بر رویکردهای علمی و شواهدمحور این مقاله با هدف نقد نظام مند «مدیریت فرهنگی سلیقه ای» و تبیین ضرورت گذار به «مدیریت فرهنگی علمی» تدوین شده است پرسش اصلی آن است که آسیب های حاکمیت سلیقه بر مدیریت فرهنگی کدام اند و چگونه می توان با به کارگیری شواهد علمی، کیفیت و کارآمدی سیاست های فرهنگی را ارتقا بخشید؟ یافته های مقاله نشان می دهد مدیریت سلیقه ای با تکیه بر برداشت های شخصی، سلایق فردی و تصمیم های مقطعی، فاقد ثبات، شفافیت و قابلیت ارزیابی است و مهم ترین پیامد آن، ناکارآمدی برنامه های فرهنگی، هدررفت منابع و انفعال در برابر مسائل راهبردی است در مقابل، مدیریت فرهنگی علمی با بهره گیری از داده های معتبر، نظریه های آزمون شده و روش های نظام مند، می تواند بستری برای سیاست گذاری اثربخش، پاسخگو و مبتنی بر نیازهای واقعی جامعه فراهم آورد این مقاله با مرور مبانی نظری مدیریت مبتنی بر شواهد و تحلیل موانع ساختاری، شناختی و رفتاری فراروی آن در ایران، راهکارهایی عملی برای تحقق این گذار ارائه می دهد نتیجه آنکه گذار از مدیریت سلیقه ای به مدیریت علمی، نه یک انتخاب لوکس، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای بقا و بالندگی فرهنگ ملی در عرصه رقابت های فرهنگی جهان معاصر است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هانتیغ پور، مهدی،1405،نقد مدیریت فرهنگی سلیقه ای و جایگزینی آن با مدیریت فرهنگی علمی،هفتمین همایش بین المللی علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد و حسابداری،همدان
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفتمین همایش بین المللی علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد و حسابداری17 مرداد 1405 · همدان