چکیده مقاله
دین بیل بولدینگ در نوشته های خود در مدرسه کسب و کار هاروارد ضریب شرافت را در کنار هوش عقلانی و هوش عاطفی قرار داده و تاکید کرده است: ضریب شرافت به معنی این است که یک فرد مدیر تا چه حدی با کارمندان خود همدلی دارد و تا چه حدی مراقب آنها است هدف اصلی شرافت در مدیریت مربوط به تمرکز بر انجام درست کار توسط فرد است هوش شرافت DQ اصطلاحاتی جدید در مدیریت سازمانی می باشد، که برای راهنمایی و کمک به کارمندان مورد استفاده قرار می گیرد IQ همان بهره هوشی است، قدمتی نزدیک به ۱۰۰ سال دارد، و هوش عاطفی EQ یک مهارت جدیدی است که هنوز مدیران بسیاری از آن برخوردار نیستند ضریب شرافت نسبت به هوش منطقی و هوش هیجانی از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که تمام جنبه های زندگی اجتماعی تا مهارتی و شغلی فرد به خصوص مسئولیت پذیری را تحت تاثیر قرار می دهد با ورود هر تکنولوژی ارتباطی رفتارها تغییر و متحول می شوند درک چالش و مشکلات احساسی در مدیریت افراد یکی از اصول مهم مدیریتی مجسوب می شود چرا که با شناخت درست هوش شرافت یک مدیر می تواند با اصلاح روش و ارایه تصمیمات درست نسبت به ارزیابی و توانمندی کارمندان خود پی ببرد ضریب شرافت نقش مهمی در موفقیت فردی، اجتماعی و حرفه ای دارد در دنیای مدرن، تنها داشتن مهارت های فنی یا هوش بالا کافی نیست؛ بلکه شخصیت اخلاقی و رفتار شرافتمندانه عامل کلیدی در شکل گیری یک جامعه و سازمان سالم است کلمات کلیدی: ضریب شرافت، رهبران، سازمان
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�مامی رودبالی، مهدی و میرزازاده، علی و همایون، محمد و منوچهری، عبدالوحید و ضیایی پور، امیر،1404،هوش شرافت رهبران سازمانی و اهمیت آن در محیط کار،هجدهمین کنفرانس بین المللی مدیریت، تجارت جهانی، اقتصاد، دارایی و علوم اجتماع�
ارائهشده در
مجموعه مقالات هجدهمین کنفرانس بین المللی مدیریت، تجارت جهانی، اقتصاد، دارایی و علوم اجتماعی31 اردیبهشت 1404