چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش تعاملی و مکمل چهار حوزه هوش مصنوعی، علوم تربیتی، زبان شناسی شناختی و برنامه ریزی درسی در بهبود کیفیت یادگیری دانش آموزان دوره های ابتدایی و متوسطه به رشته تحریر درآمده است روش پژوهش، کیفی از نوع مرور نظام مند Systematic Review بوده و با بررسی ۶۷ منبع معتبر داخلی و خارجی از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ انجام شده است یافته های تحقیق به وضوح نشان می دهد که هر یک از این حوزه ها به تنهایی توان ایجاد تحول پایدار در یادگیری را ندارند و آنچه می تواند نظام آموزشی را از وضعیت کنونی که عمدتا مبتنی بر حفظ محوری و ارائه خطی محتواست به وضعیت مطلوب یادگیری عمیق، شخصی شده و مادام العمر سوق دهد، «نظام تلفیقی» و «همکاری بین رشته ای» این چهار دانش است در این الگوی پیشنهادی، علوم تربیتی به عنوان هسته مرکزی، اهداف غایی، اصول رشدشناختی و روش های ارزشیابی را تعیین می کند؛ زبان شناسی شناختی با واکاوی ساختارهای ذهنی و زبانی فراگیران، پل ارتباطی میان محتوای انتزاعی و درک عینی دانش آموزان را می سازد؛ برنامه ریزی درسی با رویکرد پویا و واکنش گرا، مسیر یادگیری را بر اساس ویژگی های بومی، سنی و گروهی طراحی می کند و هوش مصنوعی به عنوان موتور محرکه، امکان شخصی سازی بی نظیر، بازخورد لحظه ای، تحلیل داده های عملکردی و انطباق پویای محتوا با نیازهای هر دانش آموز را فراهم می آورد نتیجه نهایی آنکه تحقق یادگیری اثربخش و پایدار در نظام آموزشی ایران، مستلزم عبور از نگاه جزیره ای به این حوزه ها و شکل گیری کارگروه های تلفیقی در سطوح ستادی، منطقه ای و مدرسه ای است همچنین طراحی محتوای مدرسه محور مبتنی بر داده های رفتاری، زبانی و عملکردی فراگیران، به عنوان مهم ترین اولویت پژوهشی و اجرایی پیشنهاد می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نوروزی، مرضیه و پودینه نژاد، رضا و شه بخش کورینی نژاد، راضیه و رشیدی، پریا،1404،تاثیر هوش مصنوعی، علوم تربیتی، زبان شناسی و برنامه ریزی درسی بر بهبود یادگیری دانش آموزان در نظام آموزشی متوسطه و ابتدایی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه