چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی گفتمان استبداد مدرن در دوره پهلوی دوم با نظریه توسعه نامتوازن و بررسی پیامدهای اجتماعی آن در فروپاشی نظام سلطنتی ایران انجام شد این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل گفتمان انتقادی با تاکید بر الگوی نورمن فرکلاف و نیز تحلیل تاریخی تطبیقی صورت پذیرفته است مسئله محوری این پژوهش تبیین پارادوکس بنیادین حکومت محمدرضا شاه پهلوی است که از یک سو به دنبال نوسازی و توسعه شتابان اقتصادی و اجتماعی بر اساس الگوهای غربی بود و از سوی دیگر با تداوم ساختارهای استبدادی و سرکوب مشارکت سیاسی، خود زمینه های فروپاشی خویش را فراهم آورد جامعه تحلیلی پژوهش شامل اسناد تاریخی، متون رسمی حکومت پهلوی، سخنرانی های محمدرضا شاه، مصوبات دولتی، مطبوعات دوره پهلوی دوم ۱۳۲۰ ۱۳۵۷ ، متون خاطرات و نیز منابع تاریخ نگاری تحلیلی درباره انقلاب اسلامی ایران بود داده ها با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی در سه سطح توصیف تحلیل زبان شناختی متون ، تفسیر تحلیل چگونگی تولید و مصرف گفتمان و تبیین تحلیل رابطه گفتمان با ساختارهای اجتماعی و سیاسی مورد واکاوی قرار گرفتند همچنین با بهره گیری از روش تطبیقی تاریخی، تجربه توسعه نامتوازن ایران با الگوهای مشابه در سایر جوامع مقایسه گردید یافته های پژوهش به شناسایی چهار مولفه اصلی گفتمان استبداد مدرن پهلوی دوم شامل «گفتمان ترقی و تجدد آمرانه»، «گفتمان امنیتی سازی مخالفان»، «گفتمان نمایشی مشارکت سیاسی» و «گفتمان هویت زدایی ملی مذهبی» منجر گردید تحلیل ها نشان داد که نظریه توسعه نامتوازن با تاکید بر شکاف های ساختاری میان بخش های مدرن و سنتی جامعه، میان رشد اقتصادی و توسعه سیاسی، میان شهر و روستا، و میان نخبگان غرب گرا و توده های مردم، چارچوب نظری مناسبی برای تبیین فرایند فروپاشی نظام پهلوی فراهم می کند توسعه شتابان و نامتوازن در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ شمسی، همراه با سرکوب سیستماتیک مخالفان، فقدان مشارکت سیاسی واقعی، نادیده گرفتن هویت های دینی و ملی، گسترش فساد و نابرابری، و وابستگی فزاینده به قدرت های خارجی، شبکه پیچیده ای از بحران های انباشته را ایجاد کرد که در نهایت به ائتلاف نیروهای اجتماعی مختلف علیه نظام سلطنتی و پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ انجامید این پژوهش نشان می دهد که استبداد مدرن پهلوی دوم بر خلاف تصور رایج، نه یک نظام سنتی واپس گرا، بلکه شکلی از اقتدارگرایی بوروکراتیک و توسعه گرا بود که با بهره گیری از ابزارهای مدرن مانند بوروکراسی گسترده، ارتش متمرکز، دستگاه های امنیتی و تبلیغاتی، حزب واحد دولتی و برنامه ریزی اقتصادی متمرکز، سعی در مهندسی اجتماعی از بالا و کنترل کامل جامعه داشت و در این مسیر با ایجاد توسعه ای نامتوازن، عمیقا ناپایدار و بحران زا، زمینه های فروپاشی خود را فراهم ساخت
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�زایری، فاطمه السادات و اسکندری گندمانی، پروانه،1404،تحلیل تطبیقی گفتمان استبداد مدرن پهلوی دوم با نظریه توسعه نامتوازن و بررسی پیامدهای اجتماعی آن در فروپاشی نظام سلطنتی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه