چکیده مقاله
این پژوهش به تحلیل روان شناختی کهن الگوهای زنانه در شعر عرب، با تمرکز بر سیر تحول آن از قصاید جاهلی به شعر معاصر، می پردازد مسئله اصلی پژوهش آن است که تصویر زن در شعر عرب چگونه از یک حضور عاطفی، حسی و قبیله محور در ساختار قصیده جاهلی به نمادی پیچیده، درونی و چندلایه در شعر معاصر دگرگون شده است این مطالعه با تکیه بر رویکرد روان شناسی تحلیلی، به ویژه مفهوم کهن الگو و آنیما، می کوشد نشان دهد که زن در قصاید جاهلی غالبا در پیوند با خاطره، کوچ، فقدان، تمنا و ایستادن بر ویرانه ها بازنمایی می شود و بیشتر کارکردی برانگیزاننده در بافت عاطفی و تخیلی شعر دارد در مقابل، در شعر معاصر، همین تصویر زنانه از سطح توصیف جسمانی و غنایی فراتر رفته و به عرصه نمادهای وجودی، اجتماعی، ملی و اسطوره ای وارد می شود یافته های پژوهش نشان می دهد که این گذار صرفا یک تغییر سبکی یا زبانی نیست، بلکه بیانگر تحولی عمیق در ساختار ذهنی شاعر عرب و شیوه مواجهه او با خویشتن، دیگری، جهان و بحران های تاریخی است بر این اساس، کهن الگوی زنانه در شعر معاصر به صورتی بازتولید می شود که هم ریشه در حافظه ادبی کهن دارد و هم به نیازهای روانی، فرهنگی و هویتی انسان جدید پاسخ می دهد ازاین رو، زن در شعر معاصر عرب دیگر فقط معشوق نیست، بلکه به نماد وطن، آزادی، رنج، نجات، مادرانگی، زایش و حتی آینه شکست ها و آرزوهای جمعی تبدیل می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
محمدی، عبید،1404،تحلیل روان شناختی کهن الگوهای زنانه در قصاید جاهلی و گذار آن به شعر معاصر،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه