چکیده مقاله
حق بر آموزش به عنوان یکی از بنیادی ترین حقوق انسانی، نقشی محوری در تحقق کرامت ذاتی و شکوفایی استعدادهای تمامی اعضای جامعه ایفا می نماید با این حال، دانش آموزان دارای معلولیت به عنوان یکی از آسیب پذیرترین گروه های اجتماعی، همواره با موانع متعدد ساختاری، نگرشی و قانونی برای بهره مندی برابر از این حق مواجه بوده اند پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسناد قانونی، به تحلیل فقهی حقوقی حق بر آموزش بدون تبعیض برای دانش آموزان دارای معلولیت در نظام آموزشی ایران می پردازد یافته های پژوهش نشان می دهد که در منابع فقه امامیه، اصول و قواعدی چون کرامت انسانی، عدالت، لاضرر و قاعده تسلیط، مبنایی استوار برای اثبات این حق و نفی هرگونه تبعیض ناروا فراهم می آورند این مبانی فقهی با اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از جمله اصل نوزدهم نفی تبعیض ، اصل بیستم برابری در حمایت قانونی و اصل سی ام حق آموزش رایگان برای همگان همخوانی کامل دارد همچنین، نظام حقوقی ایران با تصویب قوانینی چون قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و الحاق به کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، گام های مهمی در جهت شناسایی و حمایت از این حق برداشته است با این وجود، شکاف قابل توجهی میان هنجارهای قانونی و وضعیت عینی اجرا در نظام آموزشی کشور وجود دارد که ناشی از عواملی چون کمبود منابع مالی، نبود نظارت کارآمد، ضعف در فرهنگ سازی و نگرش های تبعیض آمیز اجتماعی است پژوهش پیشنهاد می نماید که تحقق کامل این حق، مستلزم تدوین و اجرای سیاست های جامع و عملیاتی، تخصیص بودجه کافی، مناسب سازی فیزیکی و آموزشی مدارس، توانمندسازی معلمان و مشارکت فعالانه خود افراد دارای معلولیت در فرآیندهای سیاست گذاری آموزشی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�باغ، سید حسین و گرجی نژاد دارابی، فهیمه،1404،تحلیل فقهی حق بر «آموزش بدون تبعیض» برای دانش آموزان دارای معلولیت در نظام آموزشی ایران،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه