چکیده مقاله
این پژوهش به تطبیق شیوه های آغاز و پایان بندی حکایت در دو ساحت عرفان عملی و عرفان نظری می پردازد و نشان می دهد که تغییر جایگاه تجربه عرفانی از واقعه زیسته به روایت مدون، ساختار حکایت را در نقاط آستانه ای آغاز و پایان دگرگون می کند در سنت عرفان عملی، حکایت ها غالبا با آغازهای ناگهانی و انفجاری وارد میدان رخداد می شوند و با پایان هایی مبتنی بر سکوت، کنش بدنی، بهت یا گسست عاطفی خاتمه می یابند؛ پایان در اینجا به جای جمع بندی مفهومی، امکان تداوم معنا را در ذهن مخاطب باز می گذارد و اقناع را از مسیر تجربه پذیری سامان می دهد در مقابل، در اسرارالتوحید که نماینده عرفان نظری و روایت پسینی از مقامات شیخ است، آغازها تشریفاتی و اعتبارسازند و پایان ها به سوی کرامت محوری، تحقق پیشگویی و استشهاد شعری حرکت می کنند تا معنا تثبیت و دریافت خواننده به یقین هدایت شود یافته ها نشان می دهد که کرامت در پایان نقش برهان روایی و شعر نقش مهر تایید و تثبیت حافظه ای را ایفا می کند نتیجه آنکه حکایت عرفانی نه فقط حامل محتوا، بلکه ساز و کاری روایی برای مدیریت نسبت میان حضور و غیاب، حیرت و ایمان، و تجربه و تفسیر است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
گلی، مریم،1404،تطبیق شیوه های آغاز و پایان بندی حکایت در عرفان عملی (شیخ ابوسعید) و عرفان نظری (اسرارالتوحید)،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه