چکیده مقاله
یکی از موضوعات عمده ی شعر فارسی، عرفان است که از دیرباز، میان شاعران این مرز و بوم جلوه ای خاص داشته است و آنها با بهره گیری از افکار ناب عرفانی، اشعاری زیبا و دلنشین سروده اند اگرچه در عصر حاضر، مضامین و مفاهیم عرفان کلاسیک ایرانی، که شاعران گذشته مانند حافظ و مولانا از آن استفاده می کردند، دیگر نمود پیدا نمی کند؛ اما از آن جا که عرفان جزء جدایی ناپذیر ادبیات فارسی است و شعر بهترین حوزه برای به تصویر کشیدن عواطف و افکار درونی شاعر است، می توان جلوه هایی از این مضامین را در اشعار این دوره هم مشاهده کرد محمدرضا شفیعی کدکنی م سرشک و طاهره صفارزاده از شاعرانی هستند که به دلیل انس با متون صوفیه و اشعار عرفانی، در سروده های خود از مباحث عرفانی بهره گرفته اند البته میزان بهره گیری این دو شاعر نام آشنا، از موضوعات عرفانی یکسان نیست و در این میان م سرشک از اهمیت بیشتری برخوردار است و در مجموعه ی «هزاره ی دوم آهوی کوهی» عمده ترین تاملات فلسفی و عرفانی خود را نمایان ساخته است در این مقاله، به بررسی مضامین عرفانی، در اشعار این دو شاعر می پردازیم
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
موسوی، سیده رقیه،1404،تطبیق عرفان در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی و طاهره صفارزاده،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه