چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه اسباب ماوراءالطبیعه در نظام جنایی اسلام و حقوق کیفری ایران، به واکاوی این پرسش بنیادین می پردازد که آیا عوامل غیرمادی و ماورایی مانند سحر، چشم زخم یا دخالت نیروهای غیرمرئی می توانند مبنای تحقق جنایت و مسئولیت کیفری قرار گیرند یا خیر این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، به بررسی تطبیقی رویکرد فقهای امامیه و ساختار قوانین مجازات اسلامی ایران مبادرت ورزیده است یافته های پژوهش نشان می دهد که میان «پذیرش وجودی» این پدیده ها در لایه اعتقادی و کلامی و «قابلیت استناد قضایی» آن ها در مقام دادرسی، تمایزی اساسی وجود دارد در فقه اسلامی، با وجود پذیرش هستی شناختی این پدیده ها در متون دینی، فقها به دلیل «اصل احتیاط در دماء و اموال»، صرف ادعای تاثیر عوامل ماورایی را فاقد حجیت قضایی دانسته و تنها در صورت انطباق آن ها با قواعد عمومی «تسبیب» و «مباشرت» و قابلیت انتساب عرفی، ضمان یا کیفر را محقق می دانند در حقوق کیفری ایران نیز با تکیه بر اصول «قانونی بودن جرم و مجازات» و «شخصی بودن مسئولیت»، دادرسی کیفری تنها «مادیت رفتار» و «ادله اثبات علمی» را به رسمیت می شناسد در این نظام، اسباب ماورایی به خودی خود قدرت اثباتی نداشته و ادعاهای مربوط به آن، در صورت فقدان مبنای مادی، یا به عنوان توهم یا اختلال روانی ارزیابی شده و یا مشمول عنوان جنایی مشخصی نمی گردند تحلیل تطبیقی میان فقه و حقوق ایران آشکار می سازد که هر دو نظام حقوقی برای صیانت از نظم عمومی و جلوگیری از هرج ومرج قضایی، از «رابطه سببیت» به عنوان فیلتری ضروری جهت دفع خرافات و ادعاهای اثبات ناپذیر استفاده می کنند نتیجه نهایی این پژوهش، جایگاه «تبعی و غیرمستقل» اسباب ماورایی در وقوع جنایت است به این معنا که تا زمانی که عاملی ماورایی به یک رفتار محسوس، قابل سنجش و جرم انگارانه تبدیل نشود، فاقد اثر کیفری است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نیازی اوریمی، علی و حاجی تبار فیروزجائی، حسن و احمدی، سید مهدی و شاکری، ابوالحسن،1404،جایگاه اسباب ماوراءالطبیعه در تحقق جنایت و مسئولیت کیفری از منظر فقه اسلامی و حقوق ایران،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه