چکیده مقاله
این پژوهش به مطالعه تطبیقی مبانی فقهی حضانت کودک در زمان جدایی والدین با رویکردی میان رشته ای به دانش روانشناسی می پردازد هدف اصلی، کشف همسویی ها و ناهمسویی های میان احکام فقهی مذاهب اسلامی و یافته های علمی روانشناسی درباره نیازهای تحولی و عاطفی کودک است در فقه اسلامی، حضانت بیشتر بر پایه سن کودک، جنسیت والدین و نسب استوار است در حالی که روانشناسی بر دلبستگی ایمن، تداوم مراقبت و پایداری محیط تاکید دارد این مطالعه نشان می دهد که اصل مصلحت کودک در فقه، ظرفیت بالایی برای انطباق با نظریه های روانشناسی همچون نظریه دلبستگی بالبی دارد از سوی دیگر، برخی احکام سنتی مانند انتقال خودکار حضانت از مادر به پدر پس از سن معین، با یافته های روانشناسی درباره اهمیت حضور مادر در سال های اولیه زندگی مغایرتی ندارد اما در سال های بعد نیازمند بازخوانی است بررسی تطبیقی مذاهب چهارگانه اهل سنت و فقه امامیه نشان می دهد که تفاوت در مدت حضانت مادر از دو سال تا هفت سال، بازتابی از انعطاف فقه در برابر شرایط متفاوت است روانشناسی نیز با معرفی مفهوم سنین بحرانی، بر این نکته صحه می گذارد که هیچ نسخه واحد و ثابتی برای همه کودکان وجود ندارد همچنین، موضوع حق ملاقات والد غیرحضانت یابنده در فقه، با تاکید روانشناسی بر حفظ پیوند عاطفی کودک با هر دو والد همخوانی کامل دارد این پژوهش نتیجه می گیرد که ادغام منطقی دو دانش فقه و روانشناسی، می تواند به تدوین قوانین جامع تری برای حضانت بیانجامد که در آن منافع عالی کودک بر هر قاعده خشک و جنسیت زده مقدم شمرده شود در نهایت، ضرورت تشکیل کارگروه های میان رشته ای متشکل از فقیهان و روانشناسان برای بازنگری در قوانین حضانت احساس می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�عیدی نیکو، سید جمال،1404،مطالعه تطبیقی فقهی حضانت کودک در جدایی والدین با رویکرد به روانشناسی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه