چکیده مقاله
خلاقیت یکی از مهم ترین شایستگی های قرن بیست و یکم است که نظام های آموزشی در سراسر جهان به دنبال پرورش آن در دانش آموزان هستند یکی از پرسش های بنیادین در طراحی محیط های یادگیری این است که آیا ساختارهای مشارکتی Collaborative یا رقابتی Competitive برای شکوفایی خلاقیت مناسب ترند؟ این مقاله با هدف مقایسه تاثیر تدریس مشارکتی و رقابتی بر خلاقیت دانش آموزان به روش مرور نظام مند و تحلیل شواهد تجربی نگاشته شده است ابتدا مبانی نظری خلاقیت و دو رویکرد تدریس تعریف می شوند سپس نظریه های پشتیبان هر رویکرد شامل نظریه یادگیری اجتماعی بندورا، نظریه وابستگی متقابل جانسون و جانسون، و نظریه رقابت اجتماعی تریپلت مرور می گردند در ادامه، شواهد تجربی حاصل از پژوهش های انجام شده در سه دهه اخیر تحلیل می شود یافته های اصلی نشان می دهند که: ۱ تدریس مشارکتی به طور معناداری بر روانی، انعطاف پذیری و بسط ایده ها ابعاد خلاقیت واگرا تاثیر مثبت دارد، در حالی که تدریس رقابتی ممکن است اصالت ایده ها را افزایش دهد اما تنها در شرایط خاص رقابت با معیارهای درونی، نه رقابت بین فردی ؛ ۲ رقابت شدید بین فردی با ایجاد اضطراب ارزیابی و ترس از شکست، فرآیندهای شناختی مرتبط با خلاقیت را مختل می کند؛ ۳ ترکیب هوشمندانه هر دو رویکرد در قالب «رقابت مشارکتی» Coopetition می تواند موثرترین بافت برای خلاقیت باشد نتیجه نهایی آنکه برای پرورش خلاقیت پایدار، تدریس مشارکتی بر رقابت بین فردی ترجیح دارد، اما رقابت با خود تلاش برای بهبود فردی و رقابت بین گروهی درون چارچوب مشارکتی می تواند انگیزه را تقویت کند پیشنهادهای عملی برای معلمان جهت طراحی فعالیت های متوازن ارائه می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نوری، رویا و زرین، مهدی و شریفی، شیوا و محمدیاری، محمدسعید،1404،مقایسه تاثیر تدریس مشارکتی (Collaborative) در مقابل رقابتی بر خلاقیت دانش آموزان،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه