چکیده مقاله
نظریه آرنت یان ونسینک در کتاب «اعتقادات مسلمانان» بر این باور استوار است که علم کلام اسلامی نه ریشه در متون وحیانی و ضرورت درون دینی دفاع از عقاید، بلکه محصول منازعات سیاسی قرن اول هجری خلافت، جبر و اختیار، ایمان و کفر بوده است این پژوهش با روش تاریخی‑تحلیلی و نقد درونی و بیرونی، به بررسی این نظریه می پردازد و نشان می دهد که ونسینک دچار تقلیل گرایی تاریخی، غفلت از مبانی قرآنی کلام، نادیده انگاری تاثیر فرهنگ های غیراسلامی مسیحیت، یهودیت و ایران ساسانی و بی توجهی به نقش امامان شیعه در تدوین کلام شده است یافته ها در سه جدول مستند شده که نشان می دهد بسیاری از مباحث کلامی مانند صفات خدا، ایمان و قدر، پیش از منازعات سیاسی در خطبه های امیرالمومنین علی ع و روایات صحابه مطرح بوده است همچنین توزیع جغرافیایی بحث های کلامی در مدینه و شام، استقلال نسبی این مباحث از کشمکش های خلافت را اثبات می کند در مقابل، نقش تعاملات تمدنی با یونان و مسیحیت در شکل گیری مسائل حدوث عالم و اثبات صانع، توسط ونسینک نادیده گرفته شده است این پژوهش نتیجه می گیرد که خاستگاه علم کلام «چندلایه» است و نمی توان آن را به یک عامل سیاسی تقلیل داد؛ بلکه تعامل سه لایه «دفاع از نص»، «منازعات سیاسی‑اجتماعی» و «تعامل با فرهنگ های خارجی» تبیین واقع بینانه تری ارائه می دهد بازنگری در نظریه ونسینک با بهره گیری از منابع امامیه و متون خطابه ای نهج البلاغه و صحیفه سجادیه ضرورتی انکارناپذیر است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ادات قبادی، مریم،1404،نقد نظریه ونسینگ در خاستگاه علم کلام،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه