چکیده مقاله
ادبیات کودک و نوجوان، بهمثابه گنجینهای از داستانها، افسانهها، اشعار و نمایشنامههای متناسب با جهان ذهنی و عاطفی کودکان، یکی از موثرترین ابزارهای تربیتی و آموزشی در اختیار نظامهای آموزش و پرورش در سراسر جهان بهشمار میرود این شاخه از ادبیات، فارغ از کارکرد سرگرمکنندگی و لذتبخشی خود، نقشی بنیادین در شکلدهی به شخصیت، نظام ارزشی، هویت ملی و دینی و نیز تواناییهای شناختی و خلاقانه کودکان ایفا میکند در دوران کودکی که ذهن انسان پذیراترین و حساسترین حالت را برای جذب مفاهیم فرهنگی، الگوهای رفتاری و نمادهای هویتبخش دارد، مواجهه با متون ادبی غنی و هدفمند میتواند مسیر تحول فکری و فرهنگی فرد را برای تمام عمر ترسیم نماید از یک سو، هویت فرهنگی که عبارت است از احساس تعلق به یک فرهنگ، تاریخ، زبان، آداب و رسوم، ارزشها و باورهای مشترک، بدون تغذیه عاطفی و عقلانی در سالهای نخست زندگی، هویتی شکننده و سطحی خواهد بود ادبیات کودک، بهویژه قصههای عامیانه، اسطورهها، متون کهن بازنویسیشده، شعرهای آیینی و داستانهای مبتنی بر فرهنگ بومی، قادر است این مفاهیم انتزاعی را در قالب شخصیتهای ملموس، موقعیتهای هیجانانگیز و تصاویر خیالانگیز به کودک منتقل کند از سوی دیگر، خلاقیت که امروزه بهعنوان یکی از شایستگیهای کلیدی قرن بیستویکم شناخته میشود، در بستر ادبیات کودک نه بهصورت آموزش مستقیم، بلکه از طریق برانگیختن تخیل، پرسشگری، حل مسئله، تصویرسازی ذهنی، قیاسسازی، دگرگونی در معنا و خلق داستانهای جدید توسط خود کودکان پرورش مییابد پژوهشهای متعدد در حوزه روانشناسی شناختی و تربیتی نشان داده است که کودکانی که بهطور منظم با ادبیات داستانی باکیفیت درگیر میشوند، از نظر سیالی ذهنی، انعطافپذیری شناختی، بسط ایدهها و اصالت اندیشه نسبت به همسالان خود برتری دارند در این میان، نظام آموزش و پرورش بهعنوان اصلیترین نهاد اجتماعی پس از خانواده، میتواند با گنجاندن هدفمند متون ادبی فاخر و متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی در کتب درسی، برنامههای کتابخوانی مکمل، کتابخانههای کلاسی و مدرسهای، اجرای نمایشهای خلاقانه از روی داستانها، برگزاری مسابقات قصهگویی و تشویق کودکان به نوشتن خلاق، نقشی بیبدیل در پیوند میان ادبیات، هویت و خلاقیت ایفا کند بااینحال، چالشهایی نظیر ضعف در تامین منابع مناسب، نبود آموزش کافی برای معلمان درباره روشهای استفاده از ادبیات، غلبه نگاه صرفا مهارتمحور و آزمونمحور بر رویکردهای تربیتی، و نیز هجوم آثار ترجمهای فاقد ارزشهای فرهنگی بومی، اجرای کامل این نقش را با مانع روبهرو ساخته است مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با مرور جامع بر مبانی نظری و نیز پژوهشهای تجربی انجامشده در داخل و خارج از کشور، به تبیین چگونگی تاثیر ادبیات کودک بر تقویت هویت فرهنگی و پرورش خلاقیت پرداخته، سپس راهکارهای عملی برای کاربست این ظرفیت عظیم در نظام آموزش و پرورش ایران ارائه میدهد یافتهها نشان میدهد که میان توجه به ادبیات بومی ملی و غنیسازی محیط ادبی مدرسه با شاخصهای هویت فرهنگی مثبت مانند افتخار به میراث ملی، احترام به نمادهای دینی، علاقه به زبان فارسی و آشنایی با آداب و رسوم محلی و نیز با سطوح بالای خلاقیت در کودکان همبستگی معنادار و قوی وجود دارد در پایان، پیشنهادهایی شامل بازنگری در محتوای ادبی کتابهای درسی، طراحی دورههای آموزشی تخصصی برای معلمان، تاسیس کارگروه ملی ادبیات کودک و هویت فرهنگی، حمایت از نویسندگان و شاعران کودک در حوزه تولید آثار بومی، و راهاندازی «شبکه مدارس خلاق و هویتمحور» ارائه میشود نتیجه نهایی آنکه سرمایهگذاری بر ادبیات کودک در آموزش و پرورش، نه یک فعالیت حاشیهای یا تفننی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ و پویایی هویت فرهنگی و نیز پرورش نسلی خلاق، نقاد و توانمند در مواجهه با تحولات آینده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�انش، سیده فاطمه و ناصری سی سخت، ایران،1404،نقش ادبیات کودک در تقویت هویت فرهنگی و پرورش خلاقیت کودکان،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه