چکیده مقاله
بی عدالتی آموزشی یکی از مهم ترین چالش های نظام های آموزشی در بسیاری از کشورها به ویژه در جوامع در حال توسعه محسوب می شود تفاوت در امکانات آموزشی، کیفیت معلمان، دسترسی به منابع یادگیری و زیرساخت های فناوری موجب شده است که دانش آموزان مناطق محروم در مقایسه با دانش آموزان مناطق برخوردار از فرصت های آموزشی برابر برخوردار نباشند در سال های اخیر پیشرفت های سریع در حوزه فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، توجه پژوهشگران و سیاست گذاران آموزشی را به سمت استفاده از این فناوری برای کاهش نابرابری های آموزشی جلب کرده است هوش مصنوعی با فراهم کردن امکان شخصی سازی آموزش، تحلیل داده های آموزشی و ارائه منابع یادگیری متنوع می تواند نقش مهمی در ایجاد فرصت های برابر آموزشی ایفا کند هدف پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی در کاهش بی عدالتی آموزشی بین مدارس مناطق محروم و برخوردار است روش پژوهش توصیفی–پیمایشی بود و جامعه آماری شامل معلمان و دانش آموزان مدارس متوسطه در مناطق مختلف آموزشی بود که از میان آنان نمونه ای به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته درباره میزان استفاده از فناوری های هوش مصنوعی در آموزش و شاخص های عدالت آموزشی بود داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های همبستگی و رگرسیون تحلیل شد نتایج پژوهش نشان داد که استفاده از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در آموزش می تواند دسترسی دانش آموزان مناطق محروم به منابع آموزشی باکیفیت را افزایش دهد و فاصله عملکرد تحصیلی میان مدارس برخوردار و محروم را کاهش دهد همچنین یافته ها نشان داد که شخصی سازی یادگیری و ارائه بازخوردهای هوشمند از مهم ترین عوامل موثر در بهبود عدالت آموزشی هستند بر اساس نتایج این پژوهش، استفاده هدفمند از فناوری های هوش مصنوعی می تواند به عنوان یکی از راهکارهای موثر برای کاهش شکاف آموزشی میان مناطق مختلف مورد توجه برنامه ریزان آموزشی قرار گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�لیلی، فرخ،1404،نقش هوش مصنوعی در کاهش بی عدالتی آموزشی بین مدارس مناطق محروم و برخوردار،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه