چکیده مقاله
نظام آموزش وپرورش در بسیاری از موارد همچنان موفقیت تحصیلی را بر اساس میزان یادگیری محتوای درسی و عملکرد دانش آموز در آزمون ها ارزیابی می کند؛ در حالی که زندگی واقعی مستلزم مجموعه ای گسترده تر از توانمندی ها، از جمله تصمیم گیری، حل مسئله، ارتباط موثر، خودآگاهی، مدیریت هیجانات، مسئولیت پذیری، سواد مالی و توانایی سازگاری با تغییرات اجتماعی و فناورانه است شکاف میان آنچه دانش آموز در مدرسه می آموزد و آنچه در زندگی واقعی به آن نیاز دارد، یکی از چالش های مهم نظام های آموزشی معاصر محسوب می شود پژوهش حاضر با رویکرد مروری توصیفی، ضرورت بازتعریف ماموریت مدرسه از «آماده سازی برای امتحان» به «آماده سازی برای زندگی» را بررسی می کند در این راستا، مطالعات مربوط به آموزش مهارت های زندگی، ضرورت آموزش این مهارت ها در مدارس، آموزش مهارت های زندگی در دوره ابتدایی، نقش هوش مصنوعی در پرورش این مهارت ها و ضرورت آموزش مالی و اقتصادی تحلیل و تلفیق شده اند یافته های تحلیلی نشان می دهد که مهارت های زندگی نباید به عنوان محتوایی جانبی و جدا از برنامه درسی تلقی شوند، بلکه باید در ساختار برنامه درسی، روش تدریس، ارزشیابی و فرهنگ مدرسه ادغام شوند همچنین، آموزش مالی و اقتصادی باید به عنوان بخشی از شایستگی های زندگی مورد توجه قرار گیرد و هوش مصنوعی نیز به صورت هدایت شده و اخلاق محور برای تقویت یادگیری مهارت های واقعی به کار گرفته شود بر این اساس، مدرسه مطلوب مدرسه ای است که علاوه بر انتقال دانش، دانش آموز را برای تصمیم گیری، تعامل اجتماعی، مدیریت منابع، حل مسائل و مواجهه مسئولانه با پیچیدگی های زندگی آماده کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�باسی مقدم، محمد و اقامحمد، زهره و باقری، اعظم و نبوی، سیده مریم،1404،آموزش وپرورش و بحران مهارت های زندگی؛ چرا مدرسه باید دانش آموزان را برای زندگی واقعی آماده کند نه فقط برای امتحان؟،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه