چکیده مقاله
شیوه های سنتی تدریس در رشته زبان و ادبیات فارسی که عمدتا بر سخنرانی استاد و حفظ متون متمرکز هستند، توانایی کافی برای برآورده ساختن نیازهای شناختی و تحلیلی دانشجویان امروز را ندارند یادگیری ترکیبی به عنوان تلفیقی هوشمندانه از آموزش های حضوری و بسترهای برخط، زمینه ساز ایجاد محیط های یادگیری تعاملی و مسئله محور می شود این مطالعه درصدد است تا الگویی بومی برای تدریس دانشگاهی ادبیات فارسی طراحی کرده و اثرات آن را بر متغیرهای آموزشی بررسی کند به کارگیری یادگیری ترکیبی تاثیر مثبت و معنی داری بر ارتقای سطح یادگیری شناختی و مهارت های تحلیلی دانشجویان دارد تعاملات برخط مستمر و دسترسی آسان به منابع دیجیتال موجب افزایش انگیزه تحصیلی، خودتنظیمی و بهبود توانایی خوانش انتقادی متون ادبی شده است این الگوی آموزشی با فعال سازی نقش یادگیرنده و ارائه بازخوردهای سریع، انفعال موجود در کلاس های سنتی را کاهش داده و موجب ماندگاری بیشتر مفاهیم علمی و ادبی در ذهن فراگیران می شود لزوم تحول در روش های تدریس ادبیات فارسی و حرکت به سوی بومی سازی فناوری های آموزشی در علوم انسانی است ارائه این مدل یادگیری ترکیبی می تواند به عنوان الگویی کاربردی در اختیار اعضای هیئت علمی و برنامه ریزان درسی دانشگاه ها قرار گیرد تا زمینه برای ارتقای کیفیت آموزش عالی فراهم شود بهره گیری از ظرفیت های دیجیتال در کنار تعاملات اصیل انسانی، راهکاری موثر برای بازآفرینی آموزش ادبیات فارسی و تقویت هویت فرهنگی در عصر ارتباطات مدرن به شمار می رود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�عتصامی، کبری،1404،ارائه مدل یادگیری ترکیبی در آموزش ادبیات فارسی با بهره گیری از فناوری های دیجیتال و ارزیابی اثربخشی آن در آموزش عالی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه