چکیده مقاله
گذر از آموزش سنتی به یادگیری هوشمند، نه یک تغییر تدریجی، بلکه یک تحول پارادایمی عمیق در بنیان های نظری و عملی تعلیم وتربیت مدرسه ای محسوب می شود. در پارادایم سنتی، نقش معلم به عنوان منحصربه فردترین منبع دانش و نقش دانش آموز به عنوان موجودی منفعل و پذیرنده اطلاعات تعریف شده بود. این رویکرد که بر حافظه محوری، انضباط خشک و ارزشیابی های کمی استوار است، دیگر پاسخگوی پیچیدگی های جهان امروز نیست. در مقابل، یادگیری هوشمند با بهره گیری از فناوری های نوین، محیطی پویا، تعاملی و شخصی سازی شده برای هر یادگیرنده فراهم می کند. این تحول مستلزم تغییر در نقش معلم از انتقال دهنده به تسهیل گر، طراح تجربه یادگیری و مربی مهارت های فراشناختی است. همچنین دانش آموز در این پارادایم جدید به عاملی فعال، مسئول و مشارکت جو در فرایند یادگیری خود تبدیل می شود. محتوای آموزشی نیز از حالت خطی و یکسان برای همه، به سمت منابع باز، چندرسانه ای و انطباق پذیر با نیازهای فردی سوق می یابد. ارزشیابی در یادگیری هوشمند، مستمر، کیفی و مبتنی بر عملکرد و فرایند حل مسئله است، نه فقط بر نتیجه نهایی. این تحول پارادایمی، اگرچه مزایای چشمگیری همچون افزایش انگیزه، تعمیق یادگیری و کاهش شکاف های آموزشی دارد، اما چالش هایی نظیر نیاز به زیرساخت های پیشرفته و بازآموزی نیروی انسانی را نیز به همراه دارد. در نهایت، پذیرش این تحول، یک ضرورت انکارناپذیر برای آماده سازی نسل آینده در مواجهه با تحولات سریع علمی و فناورانه است.
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هره مندهشجین، مریم و اسلامی فرد، نرگس و اعرابی، عباس و بالدی، داود،1404،گذر از آموزش سنتی به یادگیری هوشمند: تحول پارادایمی در تعلیم و تربیت مدرسه ای،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه