چکیده مقاله
امروزه، نظام های آموزشی در سراسر جهان، به ویژه در حوزه ی علوم انسانی و دینی، با چالش اساسی گذار از رویکردهای حافظه محور به سوی رویکردهای تفکر محور و تعمیق بخش مواجه هستند در این میان، آموزش مفاهیم دینی در دوره ی متوسطه که مقارن با شکل گیری هویت فکری و اعتقادی نوجوانان است، بیش از هر زمان دیگر نیازمند کاربست روش های نوینی است که بتواند باورها را از سطحی تقلیدی به عمقی استدلالی و آگاهانه تبدیل نماید پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر تفکر انتقادی بر تعمیق مفاهیم دینی دانش آموزان دوره ی متوسطه انجام شده است این تحقیق از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود و بر روی نمونه ای از دانش آموزان پایه ی دهم در یکی از شهرستان های استان تهران اجرا شد ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه ی استاندارد سنجش تفکر انتقادی کالیفرنیا، فرم ب که مهارت های تحلیل، استنباط، ارزشیابی، استدلال استقرایی و قیاسی را می سنجد و نیز آزمون محقق ساخته ی تعمیق مفاهیم دینی بود که روایی و پایایی آن به تایید متخصصان رسید گروه آزمایش در طی ۱۲ جلسه ی ۹۰ دقیقه ای تحت آموزش دینی مبتنی بر روش های تفکر انتقادی، از قبیل بحث های گروهی، تحلیل موقعیت های اخلاقی، پرسش گری سقراطی، و نگارش تاملی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل، آموزش مرسوم و خطی کتاب درسی را دریافت کرد یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه در سطح ۰ ۰۰۱ > P در هر دو مولفه ی تفکر انتقادی و تعمیق مفاهیم دینی وجود دارد به گونه ای که نمرات گروه آزمایش در پس آزمون، به طور چشمگیری بالاتر از گروه کنترل بود و این تاثیر حتی پس از کنترل اثر پیش آزمون نیز پایدار ماند علاوه بر این، نتایج حاکی از آن بود که بیشترین افزایش در زیرمقیاس های «تحلیل مفاهیم دینی» و «ارزیابی ادله های نقلی و عقلی» رخ داده است و دانش آموزان گروه آزمایش، توانایی بیشتری در ارائه ی استدلال های منطقی برای باورهای دینی خود و نیز تشخیص تناقضات در گفتارهای غیردینی از خود نشان دادند در مجموع، نتایج این پژوهش بر این امر صحه می گذارد که به کارگیری روش های فعال آموزش مبتنی بر تفکر انتقادی، نه تنها موجب ارتقای سطح مهارت های شناختی دانش آموزان می گردد، بلکه به عنوان ابزاری کارآمد در جهت نهادینه سازی و تعمیق باورهای دینی، آن ها را از پذیرش سطحی به درکی ژرف و مبتنی بر بصیرت رهنمون می سازد بنابراین، بازنگری در شیوه های سنتی آموزش دینی و گنجاندن هدفمند مولفه های تفکر انتقادی در برنامه های درسی دوره ی متوسطه، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای نظام آموزشی کشور است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
پوررضا، مهر انگیز،1404،بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر تفکر انتقادی در تعمیق مفاهیم دینی دانش آموزان دوره متوسطه،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه