چکیده مقاله
تحولات اجتماعی، اقتصادی و فناورانه دهه های اخیر، مفهوم کیفیت در آموزش مدرسه ای را از سنجه های صرفا کمی و مبتنی بر پوشش تحصیلی و پیشرفت نمره ای فراتر برده و توجه پژوهشگران و سیاست گذاران را به کیفیت تجربه آموزشی، برابری فرصت های یادگیری، دسترسی عادلانه به منابع و ظرفیت بهره گیری موثر از فناوری های آموزشی معطوف کرده است در چنین شرایطی، عدالت آموزشی دیگر صرفا به معنای توزیع یکسان امکانات میان دانش آموزان نیست، بلکه مفهومی چندبعدی است که دسترسی، مشارکت، کیفیت، حمایت، تناسب فرصت ها با نیازهای فردی و اجتماعی و برخورداری از پیامدهای مطلوب آموزشی را دربرمی گیرد در این چارچوب، دسترسی دیجیتال نیز از یک مولفه فنی به یکی از پیش شرط های مشارکت آموزشی تبدیل شده است؛ زیرا تفاوت در برخورداری از ابزار، اینترنت، محتوای باکیفیت و مهارت استفاده از فناوری می تواند به تفاوت در فرصت های یادگیری و در نهایت به بازتولید نابرابری های آموزشی منجر شود شواهد پژوهشی داخلی نشان می دهد که شکاف دیجیتال در مناطق محروم با محدودیت دسترسی به تجهیزات، اینترنت و سواد فناوری پیوند دارد و پیامدهای آن تنها به کاهش دسترسی فناورانه محدود نمی شود، بلکه می تواند احساس طردشدگی، کاهش مشارکت و افت کیفیت یادگیری را نیز در پی داشته باشد هدف مقاله حاضر، تحلیل ارتباط نظام مند میان عدالت آموزشی، دسترسی دیجیتال، فرصت های یادگیری و کیفیت تجربه آموزشی دانش آموزان است در این تحلیل، عدالت آموزشی به عنوان چارچوب هنجاری و سیاستی، دسترسی دیجیتال به عنوان زیرساخت مشارکت در زیست بوم آموزشی جدید، فرصت های یادگیری به عنوان ظرفیت واقعی دانش آموز برای تجربه موقعیت های متنوع و معنادار یادگیری، و کیفیت تجربه آموزشی به عنوان برآیند تعامل میان منابع، فرایندها، روابط انسانی، محیط یادگیری و ویژگی های فردی مورد توجه قرار گرفته است بررسی پژوهش های داخلی نشان می دهد که رابطه این متغیرها خطی و تک عاملی نیست؛ بلکه در قالب شبکه ای از روابط متقابل شکل می گیرد عدالت آموزشی می تواند شرایط دسترسی و توزیع منابع را تنظیم کند، دسترسی دیجیتال می تواند دامنه فرصت های یادگیری را گسترش دهد، کیفیت فرصت های یادگیری می تواند بر مشارکت و انگیزش اثر بگذارد و کیفیت تجربه آموزشی نیز می تواند تعیین کند که منابع و فناوری های موجود تا چه اندازه به یادگیری واقعی منجر شوند بنابراین، سیاست های آموزشی زمانی می توانند شکاف های یادگیری را کاهش دهند که هم زمان به عدالت در توزیع منابع، عدالت در دسترسی فناورانه، کیفیت طراحی آموزشی، توانمندسازی معلمان و مشارکت خانواده ها توجه کنند یافته های این مرور بر ضرورت گذار از رویکرد «برابری صوری» به سمت «عدالت مبتنی بر نیاز و فرصت» تاکید دارد و نشان می دهد که بهبود کیفیت تجربه آموزشی دانش آموزان مستلزم سیاست گذاری یکپارچه در سطح مدرسه، منطقه و نظام آموزش و پرورش است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هیدی مقدم، فاطمه،1404،بررسی نقش عدالت آموزشی، دسترسی دیجیتال، فرصت های یادگیری و کیفیت تجربه آموزشی دانش آموزان،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه