چکیده مقاله
آموزش فراگیر به عنوان یکی از بنیادی ترین آرمان های نظام های تعلیم و تربیت معاصر، در پی آن است که فرصت های یادگیری باکیفیت و عادلانه را برای تمامی افراد جامعه، فارغ از جنسیت، موقعیت جغرافیایی، توانمندی های جسمی و ذهنی، و وضعیت اقتصادی اجتماعی فراهم سازد مقاله حاضر با مرور اسناد بین المللی و قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران، به تحلیل جایگاه آموزش فراگیر در سیاست گذاری های کلان آموزشی پرداخته و نقش دولت ها را در رفع موانع ساختاری، توسعه زیرساخت های فیزیکی و دیجیتال، و طراحی سیاست های حمایتی هدفمند مورد واکاوی قرار می دهد در این میان، پژوهش نشان می دهد که نابرابری های آموزشی، اگر بدون مداخله هوشمندانه باقی بمانند، به بازتولید چرخه های فقر، محرومیت اطلاعاتی و ناعدالتی اجتماعی در نسل های آتی منجر خواهند شد از این رو، مقاله با شناسایی عوامل کلیدی موثر بر شکاف های آموزشی، راهبردهایی چون بهره گیری از فناوری های نوین برای گسترش دسترسی، بازآموزی و توانمندسازی حرفه ای معلمان، تقویت نهادهای مدنی و توانمندسازی جوامع محلی را به عنوان مسیرهایی عملیاتی برای تحقق آموزش فراگیر صورت بندی می کند در بخش پایانی، بر ضرورت هم افزایی میان نهادهای دولتی، سازمان های مردم نهاد و کنشگران محلی به منظور ساخت یک نظام آموزشی همه شمول تاکید شده است؛ نظامی که در آن، طراحی دوره های تطبیق پذیر، ایجاد زیرساخت های مناسب و ترویج فرهنگ پذیرش و شمول، زمینه ساز تحقق عدالت آموزشی برای همه اقشار جامعه گردد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�سا، فروزنده و رسولی گوئینی، شهناز و تجربه کار، فرح و رنجبر اسلاملو، فتحعلی،1404،عدالت آموزشی،آموزش فراگیر و تحقق برابری فرصت های یادگیری به مثابه راهبرد،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه