چکیده مقاله
داستان حضرت یوسف ع در قرآن کریم، تنها داستانی است که به صورت کامل و پیوسته در یک سوره سوره یوسف روایت شده است که به احسن القصص معروف است این حکایت، فراتر از تاریخی، درس نامه ای الهی در زمینه «مدیریت تحول اجتماعی» است دراین پژوهش ابتدا اشاره ای به زندگی حضرت یوسف علیه السلام می کند سپس به واکاوی کلی جامعه ی مصر که چه عقایدوارزشهای مهم اجتماعی داشتندمی پردازد اصولا درهرجامعه ای حتی سادهترین آنها،دستخوشتغییرات اجتماعیمیشوند کهبا تحﻘقآنعناصر بنیادییک مجموعهدستخوشتغییر میشوند ویژگی های حکومتی یوسف همچون مکین، امین، حفیظ و علیم، بر چهار راهبرد اصلی در اقتصاد تاکید دارد که عبارتند از: اختیار کافی در حوزه عمل، امنیت روانی برای امنیت اقتصادی، ضرورت پژوهش مستمر برای حفظ توازن اقتصادی جامعه و شناخت از چالش هایپیش روبرنامه ریزی چهارده ساله حضرت یوسف برای عدالت اقتصادی و مبارزه با قحطی و فساد اقتصادی به خوبی این اصل را تایید می کند که اجرای عدالت اجتماعی در جامعه نیازمند برنامه برنامه ریزی بلندمدت و دقیق است بر این اساس، حکومت یوسف علیه السلام را می توان نمونه ای از یک حکومت الهی موفق دانست که طبق یک برنامه ۱۴ ساله برای مدیریت منابع طراحی کرد همین امرآن حضرت را الگوی کارگزار حکومت دینی و عامل به اخلاق اقتصادی رامعرفی می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نوروزی عین القاصی، شکوفه،1404،قرآن کریم،سیره عملی یوسف نبی، تحول اجتماعی،حکمرانی، مدیریت بحران،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه