چکیده مقاله
مدرسه در نگاه سنتی غالبا به عنوان نهادی برای انتقال دانش رسمی، آموزش مهارت های پایه و آماده سازی دانش آموزان برای ایفای نقش های اجتماعی آینده فهمیده شده است، اما این تلقی، تنها بخشی از حقیقت تربیتی مدرسه را آشکار می سازد در واقع، مدرسه صرفا محل آموزش آشکار و برنامه ریزی شده نیست، بلکه زیست جهانی است که در آن دانش آموزان در بستر تجربه های روزمره، روابط انسانی، هنجارهای نانوشته، ساختارهای قدرت، شیوه های تعامل، احساس تعلق، طرد، موفقیت، شکست و مشاهده رفتار بزرگسالان، به گونه ای پنهان اما عمیق در حال یادگیری اند این نوع یادگیری که اغلب در قالب برنامه درسی پنهان، تجربه زیسته مدرسه و ابعاد ضمنی تربیت مطرح می شود، نقشی بنیادین در شکل گیری هویت، نگرش، ارزش ها، خودپنداره، احساس شایستگی، فهم از عدالت، رابطه با اقتدار و الگوهای مشارکت اجتماعی دانش آموزان دارد پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی و تبیینی می کوشد مدرسه را نه فقط به عنوان یک سازمان آموزشی، بلکه به مثابه زیست جهان تربیتی بازخوانی کند و ابعاد پنهان یادگیری را در عرصه هایی همچون روابط انسانی، فرهنگ مدرسه، نظم، ارزیابی، زبان، فضا، مناسبات قدرت و تجربه عاطفی دانش آموزان مورد بررسی قرار دهد یافته های تحلیلی این نوشتار نشان می دهد که بخش مهمی از آنچه دانش آموز در مدرسه می آموزد، در سرفصل های رسمی دیده نمی شود، اما آثار آن در شکل گیری شخصیت، هویت اخلاقی و اجتماعی و نوع مواجهه او با خود و جهان، ماندگارتر از بسیاری از آموزش های آشکار است از این رو، هرگونه اصلاح تربیتی و آموزشی، بدون بازاندیشی در ابعاد پنهان زندگی مدرسه، ناقص خواهد بود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مولایی، اسما،1404،مدرسه به مثابه زیست جهان تربیتی: بازخوانی ابعاد پنهان یادگیری،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه