چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف ارائه ی چارچوبی نوین برای طراحی روش های تدریس، از استعاره ی «معماری ذهن» بهره می گیرد تا تدریس را به عنوان فرآیند ساخت وساز شناختی بازتعریف کند در این چارچوب، معلم نقش طراح مسیرهای یادگیری را ایفا می کند و تدریس به مثابه طراحی فضایی ذهنی تلقی می شود که در آن مفاهیم آموزشی، تجربه های یادگیری، و تعاملات شناختی به گونه ای سازمان دهی می شوند که معنا، انسجام، و رشد ذهنی را تسهیل کنند برای عملیاتی سازی این دیدگاه، پژوهش از هندسه نمادین در هنر ایرانی الهام گرفته است؛ ساختارهایی چون مرکزیت، تقارن، گسترش شعاعی، و گره چینی که در معماری و نگارگری اسلامی به کار رفته اند، به عنوان الگوهای بصری و مفهومی برای طراحی واحدهای آموزشی مورد تحلیل قرار گرفته اند این عناصر، در قالب مدل های آموزشی قابل اجرا، به طراحی مسیرهای یادگیری مرحله به مرحله، سازمان دهی مفاهیم، و ایجاد تعادل شناختی میان نظریه و عمل کمک می کنند روش پژوهش، نظری تحلیلی و مبتنی بر تحلیل مضمون بوده و با تلفیق منابع در حوزه های روان شناسی شناختی، طراحی آموزشی، و هنر اسلامی، چارچوبی عملیاتی برای طراحی تدریس بیناررشته ای ارائه شده است همچنین، با تطبیق نظریه های آموزشی معاصر—از جمله سازنده گرایی، شناخت گرایی، و یادگیری عمیق—با ساختارهای هندسی، امکان طراحی مدل های آموزشی منسجم، فرهنگی، و قابل اجرا فراهم شده است نتایج پژوهش نشان می دهد که استفاده از استعاره ی معماری ذهن و هندسه نمادین، نه تنها به ارتقای کیفیت طراحی آموزشی منجر می شود، بلکه ظرفیت بالایی برای پرورش تفکر انتقادی، خلاقیت، و هویت فرهنگی در فراگیران دارد این رویکرد، به ویژه در آموزش هنر، مرمت سنتی، و مطالعات بینارشته ای، می تواند به خلق تجربه های یادگیری منحصربه فرد و معناگرا منجر شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�جادیان، نرگس و بهنیا، شیدا،1404،«تدریس به مثابه معماری ذهن: بازخوانی ساختارهای آموزشی با الهام از هندسه نمادین در هنر ایرانی»،اولین همایش ملی معلمان آینده ساز؛ رویکردهای نو در آموزش و پرورش،گتوند
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش ملی معلمان آینده ساز؛ رویکردهای نو در آموزش و پرورش30 آبان 1404 · گتوند