چکیده مقاله
نشخوار خشم به عنوان یکی از زیرگونه های نشخوار فکری فرآیندی شناختی هیجانی است که طی آن فرد به طور مکرر و پایدار به رویدادهای خشم برانگیز و پیامدهای آنها می اندیشد بدون دستیابی به حل مسئله یا کاهش هیجان منفی این پدیده با پیامدهای نامطلوبی چون تشدید پرخاشگری، افزایش تنش روانی و بروز اختلالات خلقی و اضطرابی ارتباط دارد هدف پژوهش حاضر ارائه یک مرور تحلیلی و انتقادی بر نظریه ها و مدل های اصلی تبیین کننده نشخوار خشم و بررسی عوامل میانجی گر و تعدیل گر موثر بر آن با رویکردی بین رشته ای است روش پژوهش بر مبنای مرور روایتی و تحلیلی متون تخصصی حوزه روان شناسی، هیجان، روان پزشکی، علوم اعصاب شناختی و روان شناسی اجتماعی شکل گرفت منابع علمی معتبر شامل کتاب ها، مقالات ISI و گزارش های پژوهشی منتخب در بازه زمانی چند دهه اخیر مورد تحلیل مفهومی و ساختاری قرار گرفتند در این فرایند نظریه ها و مدل ها بر اساس سطح تحلیل شناختی، هیجانی، زیستی و اجتماعی، زمان و نوع مداخله پیشگیرانه یا اصلاحی و میزان انعطاف پذیری و قابلیت تلفیق دسته بندی و مقایسه شدند یافته های تحلیلی نشان داد که مدل های مختلف از جمله نظریه پردازش اطلاعات هیجانی، مدل تنظیم هیجان، مدل فراشناختی، رویکرد شناختی رفتاری، نظریه سبک، اسنادی و مدل چرخه خشم هر کدام به بخشی از فرآیند نشخوار خشم پرداخته اند، اما هیچ یک به تنهایی پوشش جامع بر همه ابعاد ندارد عوامل میانجی مانند سوگیری توجه، انعطاف ناپذیری شناختی و راهبردهای تنظیم هیجان ناکارآمد و عوامل تعدیل گر مانند ویژگی های شخصیتی، فرهنگ، حمایت اجتماعی و متغیرهای زیستی نقش مهمی در شکل دهی و تداوم نشخوار ایفا می کنند نتیجه گیری کلی بیانگر آن است که برای درک کامل و طراحی مداخلات موثر باید رویکردی تلفیقی و چندسطحی اتخاذ شود که ابعاد شناختی، هیجانی، زیستی و اجتماعی را همزمان در نظر گیرد این رویکرد می تواند مسیر را برای توسعه برنامه های بالینی شخصی سازی شده و پژوهش های آینده در حوزه های بین رشته ای هموار سازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�حمری نیا، بیتا،1404،بررسی و مقایسه نظریه ها و مدل های تبیین کننده نشخوار خشم در روانشناسی،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل