چکیده مقاله
یافته ها: میانگین افسردگی ۰۰۱ / ۰ > P واضطراب ۰۰۱ / ۰ > P زنان شاغل کمتر از زنان غیر شاغل بودکه این ارتباط ازنظر آماریمعناداربود دربین زنان شاغل،کارمندان بخش خصوصی دارای بیشترین استرس واضطراب و کارگران دارای بیشترین افسردگیبودند همچنین فعالیت فیزیکی و سطح تحصیلات با افسردگی، اضطراب و استرس همبستگی معکوس معنادار داشت از نظر وضعیتتاهل نیزافراد مطلقه دارای بیشترین افسردگی و اضطراب و افرادمجرد دارای بیشترین استرس بودند بین میانگین سلامت رواندانشجویان کارشناسی ارشدبادوره های کارشناسی ودکتری دانشجویان، تفاوت معنادارآماری وجود داشت؛ به طوریکه دربین کلنمونه تصمیم گیری دوره کارشناسی ارشد ازسلامت روانی بالاتری برخوردار بودند، به عبارتی بین میزان تحصیلات آموزش عالیدانشجویان زن باسطح سلامت روان آنها،رابطه معناداروجود داشت همین طور بین سلامت روان آنها، برحسب وضعیت اشتغال شاغل بودن یا نبودن و وضعیت تاهل، در سطح ۵۰ / ۰ > P ، نیز تفاوت معناداربه چشم می خورد به عبارتی زنان و دختران شاغلنسبت به غیر شاغلین، و زنان متاهل نسبت به مجردین از سلامت روانی بالاتری برخوردار بودند نتیجه گیری:سطح سلامت روان زنان تحصیل کرده باپیوستن این قشر به جرگه متاهلین و تامین شغلی آنها می توانددر ارتباطباشد بنابراین رواج فرهنگ صحیح ازدواج دربین زنان ودخترانی که به دنبال ادامه تحصیلات دانشگاهی خود می باشند ازیک طرف،واستفاده بهینه از توانمندی های آنها و قرار گرفتن در موقعیت شغلی مطلوب از طرف دیگر دو امربسیار مهم واساسی در رابطهباسطح سلامت روان آنها می باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مطیرزاده، سکینه و محمدی، آسیه و حسین نژاد، سمانه،1400،ارتباط سلامت روان، اشتغال و تحصیلات دانشگاهی در بین زنان،ششمین کنفرانس بین المللی بهداشت،درمان و ارتقای سلامت
ارائهشده در
مجموعه مقالات ششمین کنفرانس بین المللی بهداشت،درمان و ارتقای سلامت31 تیر 1400