چکیده مقاله
نظریه نارسی سازمانی، نظریه ای نوین در حوزه مدیریت و آسیب شناسی سازمانی است که برای نخستین بار در سال ۱۴۰۵ شمسی / ۲۰۲۶ میلادی توسط دکتر فرخ قربانی نامور ارائه شده است این نظریه برای تبیین وضعیت سازمان هایی ارائه می شود که با وجود برخورداری از ساختار رسمی، عناوین مدیریتی، مقررات اداری، فرایندهای ظاهرا قانونی و نمادهای متعارف سازمانی، در عمل از بلوغ نهادی، عقلانیت مدیریتی، شایسته سالاری، عدالت سازمانی، اخلاق حرفه ای، شفافیت، پاسخ گویی، دانش محوری، خلاقیت، نوآوری و چابکی لازم برخوردار نیستند در این نظریه، «نارسی سازمانی» وضعیتی نهادی، چندبعدی، بازتولیدشونده و چرخه ای است که در آن سازمان از مسیر رشد، بلوغ، یادگیری، اصلاح و اثربخشی فاصله می گیرد و گرفتار انتصاب های نادرست، سلطه روابط بر ضوابط، حذف نیروهای شایسته، ضعف تصمیم گیری علمی، فساد، بی عدالتی، توهم دانایی مدیران، مرگ خلاقیت و نوآوری، سرعت پایین سازمان و کاهش ظرفیت اصلاح درونی می شود این نظریه دارای هفت بعد اصلی و چهل ودو مولفه است ابعاد اصلی آن عبارت اند از: بعد مدیریتی و انتصابی، بعد منابع انسانی و ارتقا، بعد اخلاقی، رفتاری و فرهنگی، بعد عدالت، قانون گرایی و فساد، بعد علمی، دانشی و تصمیم گیری، بعد ساختاری و نهادی، و بعد ویژگی های مدیران همچنین نظریه سازمان های نارس را در سه سطح نارسی برگی، نارسی ساقه ای و نارسی ریشه ای طبقه بندی می کند نظریه نارسی سازمانی می تواند به عنوان چارچوبی مفهومی برای تحلیل آسیب های سازمانی، طراحی ابزار سنجش نارسی، ارزیابی بلوغ نهادی، مطالعه ناکارآمدی مدیریتی و بررسی زوال سازمانی مورد استفاده قرار گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
قربانی نامور، فرخ،1405،ارائه نظریه نارسی سازمانی به عنوان چارچوبی نوین برای آسیب شناسی سازمانی،چهاردهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در علوم مهندسی و مدیریت،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهاردهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در علوم مهندسی و مدیریت31 تیر 1405 · تهران