چکیده مقاله
دستور زبان که یکی از سه شعبۀ مهم زبان شناسی در کنار لغت شناسی و آواشناسی است، مانند زبان تعریف های متعددی دارد؛ زیرا هر فرقه و مکتبی آن را مطابق مزاج خود تعریف وتوصیف می کند نویسندگان دستورهای کهن آن را «فنّ درست گفتن و درست نوشتن و تعلیم زبان» خوانده اند و پیروان زبان شناسی تبدیلی تولیدی آن را توصیف بالقوه در تولید و فهم جمله های بی شمار می دانند با توجه به این تعاریف، دستور بخشی از زبان شناسی است که دربارة ساخت آوایی و صرفی و نحوی و معنایی زبان صحبت می کند دستور شامل سه بخش عمده است: آواشناسی، صرف، و نحو در این مقاله سعی بر آن است که یکی از بخش های صرفی دستور، یعنی ساخت واژه، زیر عنوان اسم و تقسیمات آن به صورت مقایس های و تحلیل محتوایی از حیث معنایی و ساختاری بررسی شود نگارنده در این پژوهش در پی پاسخ دادن به این سوال است که میان تعاریف ارائه شده از اسم و انواع آن از نظر دستورنویسان مختلف چه تفاوت هایی وجود دارد تا به این ترتیب، اهمیت و جایگاه اسم را در دستور زبان فارسی تبیین کند روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای همراه با فیش برداری از منابع مرتبط بوده و با استفاده از شیوۀ توصیف و تحلیل محتوا تعاریف اسم و اقسام مختلف آن بررسی و مقایسه شده است در نهایت نیز این نتیجه حاصل گردیده است که بیشتر دستورنویسان اسم و اقسام آن را از لحاظ معنایی بررسی نموده و بقیۀ آن ها آن را از لحاظ ساختاری تجزیه و تحلیل کرده اند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هرام زاده، فروزان و الهامی، شراره،1399،بررسی دیدگاه دستورنویسان در مورد اسم و ساختمان آن،ششمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات ششمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ27 آبان 1399