چکیده مقاله
هدف: با اندیشههای مارتین هایدگر، شعر، به مقام بنیانگذاری و سخنگویی حقیقت بازگشت ویژگی ممتاز و منحصر به فردحافظ است که در میان سایر بزرگان فرهنگی ما، او را به شخصیتی استثنایی و ویژه تبدیل کرده است هدف اصلی اینپژوهش جستجو در غزلیات حافظ، جهت یافتن اصول چهارگانه مارتین هایدگر است روش: رویکرد پژوهش حاضر، توصیفی – تحلیلی است؛ جهت انجام این پژوهش، غزلیات دیوان حافظ بررسی شده و اصولچهارگانه مارتین هایدگر: وحدت وجود، معمای هستی، جبرگرایی و خود بودن استخراج و تحلیل شده است یافته ها: ازآنجا که پرسشگری یکی از مهمترین مساله های فلسفه بوده و هست، شعر حافظ، حکمی – معرفتی و متکی بهبن مایههای فلسفی است، اما با توجه به رازآلود بودن زبان حافظ و معمای هستی که در غزلیات حافظ جریان دارد؛ این فلسفیبودن، خود را به شکل معرفتی و هستی شناسی نشان میدهد اصول چهارگانه مارتین هایدگری در غزلیات خواجه عمیق وبنیادین است و چنان این آرا و نظریات در حافظه ریشه دوانیده که به شک برمی خوریم که هایدگر، حافظ زمانه خود بوده یاحافظ، هایدگرگونه می اندیشیده است؟ و به این نتایج دست یافتیم که اصول چهارگانه مارتین هایدگر، اصول مشترک همهمکاتب فکریست نتیجه گیری: وسعت محبوبیت حافظ را بیش و پیش از طبع بلند هنر یاش، باید در وسعت فکری او جست که این اثر تلاشیبرای واکاوی همین ویژگی اوست چندوجهی بودن اندیشه حافظ، درهم تنیدگی اصالت شعر،فلسفه، حکمت و اخلاق،رازپیامبرگونگی شاعر و هنرمند بودن شاعر را از این حیث می توان بیشتر درک نمود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�نصاری کیا، امید،1403،بررسی اشعار حافظ از دریچه ذهن مارتین هایدگر،بیستمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیستمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ18 آبان 1403