چکیده مقاله
کودکان بخش بزرگی از آگاهی خود را از راه تجزیه و تحلیل نمادها و نشان ههای محیط اطراف به دست می آورند آشناکردن کودک با نمادهای طبیعت و محیط روزمره زندگی، تمرینی خلاق برای پرورش ذهن استدلال گر کودک است باران و واژگان مرتبط با آن در داستا نهای احمدرضا احمدی شاخص ترین عناصر محیط اطراف کودک هستند که ازحالات و افکار انسان، اعم از کودک و بزرگسال ، در پیوند با مفاهیمی چون خانواده، فرهنگ، رسوم، باورها و اجتماع بهشکل نمادین توصیف بصری ارائه می دهند در زبان احمدی، نماد آرایه ای ادبی نیست، بلکه ر اهکاری است که هم زمانباورها و رفتار بزرگسالان را برای گف توگو با کودک هدایت و مهار می کند و به کودک مدد می رساند که از تنگنایواژگان رهاشود و عواطف خود را برای بزرگسالان به تصویر بکشد حاصل پژوهش آن است که در زبان نمادین احمدی، در هر داستان به شکلی متفاوت، مدلول نمادواژگان باران بهدال هایی تبدیل می شوند که باید در ذهن کودک دوباره و چندباره مدلول، تاویل، بازسازی و یا تعبیر شوند و در اینگذار معنای داستان احمدی برای کودک رمزگشایی م یشود؛ معنایی از پیش نوشته نشده و بر زبان نیامده که کودکخود آن را می سازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مجیدی، مریم،1403،مونه ها و کارکردهای نمادهای بارانی در داستان های «عروس وداماد در باران»، «در باران از سفرآمد»و «باران دیگر نمی بارید» از احمدرضا احمدی،بیستمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیستمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ18 آبان 1403