چکیده مقاله
نظریه استعارهی مفهومی که نخستین بار توسط جورج لیکاف و مارک جانسون ۱۹۸۰ مطرح شد، بر این اصل تاکید دارد که استعارهها نهتنها ابزارهای زبانی، بلکه سازوکارهایی بنیادین در تفکر و شناخت انسانی هستند بر اساس این نظریه، ذهن انسان مفاهیم انتزاعی را از طریق استعارههایی درک می کند که بر پایه تجربیات ملموس و روزمره شکل گرفتهاند این رویکرد علاوه بر زبان شناسی شناختی، در تحلیل متون ادبی نیز کاربرد دارد و نشان میدهد که شاعران و نویسندگان چگونه با بهره گیری از استعارهها، تجارب ذهنی و عاطفی خود را به شیوه ای ملموس و قابلفهم بیان می کنند پژوهش حاضر، که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، در پی دستیابی به الگویی شناختی از مفهوم در اشعار شهریار و تبیین ارتباط میان استعاره »بیم« سازیهای به کاررفته با جهانبینی و تفکر اوست این مطالعه همچنین میکوشد داللت های تازهای در شناخت ذهن و زبان شاعر ارائه دهد یافته های پژوهش نشان میدهد که نظریه های روشمند و کاربردی استعارهی مفهومی می توانند الگویی مناسب برای درک دقیق جنبه های ناملموس احساس ترس در نگرش و دنیای درونی شهریار فراهم آورند شهریار برای بیان ابعاد گوناگون ترس از حوزههای تجربی و انتزاعی متعددی بهره گرفته است در این پژوهش، وجوه مختلف این مفهوم در چارچوب استعارهی مفهومی، همراه با تجارب حسی متنوع و بار معنایی مثبت و منفی، با هدف عینی مورد بررسی قرار گرفته است »بیم« سازی مفهوم
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�انی خلیفه محله، ژولیا و نورائی نیا، زهره و سرمد، زهره،1404،بسط مفهوم استعاری«بیم در غزلیات شهریار » با رویکرد زبانشناسی شناحتی،بیست و یکمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و یکمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ20 فروردین 1404