چکیده مقاله
ازآنجاکه هر تفکر تمدنی، بر اساس باورها، عقاید و به طورکلی مبانی معرفتی ویژه ای شکل می گیرد، محققان این جستار، به منظور یافتن پاسخی به پرسش: فردوسی گفتمان حکمرانی و تمدنی خود را در شاهنامه، مناسب با خاستگاه دینی بر چه منابعی استوار کرده است؟ با روش تحلیلی، تطبیقی بر مبنای احادیث، ازجمله کتاب توحید شیخ صدوق از همشهریان معاصر شاعر، به واکاوی زیرساخت اندیشه ی وی می پردازند درروند کاوش، به این مقوله ره یافتیم که فردوسی بر پایه ی چهار منبع عقل، نقل، جان و ادراک حسی با روش کلامی نظام مند، «توحید» را به عنوان روح حاکم بر فضای کلی شاهنامه محوریت می بخشد آن چنان که بر همین بنیاد عنصر «دین»، در گزارش تاریخ نیاکانمان در توامانی با «دولت» استقرار می یابد نتیجه ی به حاصل آمده آن است که شاعر با حکمتی الهی اسلامی، همانند متکلمان امامیه با نفی رویت خدا، نفی تشبیه، بیان عدل، قدرت و علم خداوند، طرحی جامع از توحید ناب درمی اندازد چنانکه در سایه سار این اندیشه دربیانی نو از اختیار انسان، با تکیه بر مسئله ی تکلیف، ظرفیت وجودی وی را در تمدن سازی با ابتناء بر منابع مذکور و شیوه برخورداری از آن ترسیم می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
موسوی، عظیمه و آذر، اسماعیل و سرامی، قدمعلی،1404،تحلیل زیرساخت اندیشهی دینی، کلامی حکیم فردوسی در شاهنامه،بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ24 مرداد 1404 · تهران