چکیده مقاله
روایت ها و داستان های کلاسیک همواره بستری برای بازنمایی مفاهیم عمیق انسانی چون ترس، امید، شجاعت، تحول و رستگاری بوده اند در این میان، «هزار و یک شب» به عنوان یکی از مهم ترین آثار روایی در ادبیات کلاسیک شرق، جایگاه ویژه ای دارد یکی از الگوهای برجسته در تحلیل این روایت ها، الگوی «سفر قهرمان» جوزف کمبل است که در اثر مشهورش، «قهرمان هزارچهره»، معرفی می شود در این پژوهش شهرزاد به عنوان راوی «هزار و یک شب» درگیر سفر معنوی پیچیده و چندلایه است که می توان آن را با الگوی سفر قهرمان تطبیق داد این مقاله با رویکردی تطبیقی، تلاش دارد تا سفر شهرزاد را در چارچوب الگوی جوزف کمبل تحلیل کند و نشان دهد که چگونه این شخصیت زنانه، در دل یک ساختار مردسالارانه، به قهرمانی متفاوت بدل می شود هدف، نه تنها بررسی تطابق مراحل سفر قهرمان با روایت شهرزاد، بلکه بازاندیشی در مفهوم قهرمانی در متون کلاسیک شرقی است این الگو مراحل مختلف سفر درونی و بیرونی قهرمان را ترسیم می کند و امکان فهم ساختاری و معناشناختی از داستان های کهن را فراهم می سازد نتیجه پژوهش نشان می دهد که سیر قهرمان در سه مرحله اصلی عزیمت، آیین تشرف و بازگشت با مراحل فرعی آن در روایت شهرزاد دیده می شود برخی مراحل به طور واضح با مولفه های الگوی سفر قهرمان کمبل مطابقت دارد و تعدادی به طور غیرمستقیم در داستان قابل شناسایی و معادل سازی است برخلاف قهرمانان مرد در اسطوره های غربی، شهرزاد با ابزار روایت، خرد و تدبیر، مسیر تحول را طی می کند و در نهایت به نجات خود و دیگران دست می یابد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
محلوجی زاده مهابادی، معصومه،1404،تحلیل ساختار اسطوره ای سفر قهرمان در روایت شهرزاد بر اساس الگوی جوزف کمبل،بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ24 مرداد 1404 · تهران