چکیده مقاله
نماد سیمرغ به عنوان پرنده ای اسطوره ای، قرن ها جایگاهی محوری در فرهنگ، متون و هنرهای صناعی ایران داشته و فراز و فرود معنایی و تصویری آن نشانگر پویایی سنت و هویت ایرانی است پژوهش حاضر با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و تحلیل تطبیقی داده های متون و آثار هنری، به بررسی سیر تحول نقش و نماد سیمرغ در سفالینه ها و کاشی کاری های عصر مغول ایلخانی و تیموری می پردازد نتایج نشان می دهد که ورود مغولان به ایران موجب ادغام عناصر بصری و مفهومی تازه در نقش سیمرغ شد و این پرنده از یک شمایل اسطوره ای و توتمیک، به نمادی پیچیده با ویژگی های عرفانی، روایت محور و زیباشناسانه بدل شد در دوره ایلخانی، سیمرغ علاوه بر تداوم نقش های سنتی، تحت تاثیر هنر چین و عناصر هویتی مغولی، به صورت گسترده در صنایع سفال و کاشی با تکنیک و سبک های جدید تصویر گردید و در دوره تیموری نیز با تاثیرپذیری از مکتب هرات و رویکردهای هنری نو، به قله نوجویی و اصالت فرمی رسید بازنمایی سیمرغ در هنرهای تصویری و صناعی به ویژه در آثار برجسته موزه ای و کتیبه های کاشی هم زمان حافظ لایه های معنوی و نمادین اسطوره و حامل معانی نوگرایانه و عرفانی شد این تداوم نمادپردازی از دوره مغول تا صفوی، قاجار و حتی هنر معاصر، دلالت بر حافظه بصری و پویایی سنت در جامعه ایرانی دارد پیشنهاد می شود با رویکرد میان رشته ای و مطالعات تطبیقی بین المللی، ابعاد گسترده تری از این نماد و جلوه های آن مورد کاوش قرار گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نیک فلاح، صدف و محمدی، رامونا،1404،سیر تحول نقش سیمرغ در هنرهای صناعی ایران: مطالعه موردی سفالینه ها و کاشی کاری های دوره های مغول (ایلخانی و تیموری)،بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ24 مرداد 1404 · تهران