چکیده مقاله
درک مفاهیم «شانس» و «عدم قطعیت» به عنوان بخش اساسی در آموزش ریاضیات و آمار، یکی از چالش های مهم یادگیری در دوره متوسطه دوم به شمار می آید پژوهش های مختلف نشان داده اند که دانش آموزان در مواجهه با مسائل احتمالی، به جای تکیه بر استدلال های ریاضی، اغلب از باورهای شهودی، فرهنگی یا تجربی خود استفاده می کنند این امر منجر به بروز خطاهای شناختی گسترده ای همچون «خطای قمارباز»، «نمایندگی»، «اتکا به نمونه های محدود» و «باور به الگوهای تصادفی» می شود هدف از این مقاله بررسی عمیق چالش های شناختی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در درک مفاهیم شانس و عدم قطعیت و ارائه راهکارهایی برای بهبود آموزش این مباحث است پژوهش حاضر با رویکرد کیفی–تحلیلی، ضمن مرور مبانی نظری و پژوهش های پیشین، به بررسی خطاهای رایج شناختی و عوامل موثر بر آن ها پرداخته است یافته ها نشان می دهد که بخش قابل توجهی از مشکلات ناشی از شیوه های آموزشی سنتی، فقدان پیوند میان مفاهیم انتزاعی ریاضی و تجربه های واقعی دانش آموزان و همچنین محدودیت در زبان و بیان مفاهیم احتمالی است در پایان، مقاله راهکارهایی همچون استفاده از شبیه سازی های رایانه ای، فعالیت های عملی، اصلاح زبان آموزشی و پرورش تفکر انتقادی را به عنوان پیشنهادهای کلیدی ارائه می دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بداله پهلوان، مهدی،1404،بررسی چالش های شناختی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در درک ”شانس” و ”عدم قطعیت”،اولین همایش ملی معلمان آینده ساز؛ رویکردهای نو در آموزش و پرورش،گتوند
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش ملی معلمان آینده ساز؛ رویکردهای نو در آموزش و پرورش30 آبان 1404 · گتوند