چکیده مقاله
مفهوم «نقطه» همواره در سنت های فلسفی، عرفانی و ریاضی جایگاهی بنیادین داشته است، اما در ادبیات معماری معاصر ایران غالبا به سطحی ترین معنا، یعنی یک عنصر گرافیکی یا هندسی تقلیل یافته است این کاستی موجب شده که ظرفیت های نمادین و هستی شناختی نقطه در طراحی معماری کمتر مورد توجه قرار گیرد هدف این پژوهش بازخوانی نظریه «نقطه» به عنوان بنیانی نمادین و فلسفی در معماری اسلامی ایرانی و ارائه الگویی برای کاربرد آن در طراحی معاصر است پرسش اصلی آن است که چگونه می توان مفهوم نقطه را از منظر عرفانی، فلسفی و ریاضی به عنوان عنصری ساختاری و معناپرداز در سازمان فضایی معماری به کار گرفت روش تحقیق در این مقاله کیفی و میان رشته ای است و با رویکرد تطبیقی–تحلیلی انجام شده است داده ها بر پایه تحلیل متون فلسفی آثار افلاطون، ارسطو، هایدگر ، رساله های عرفانی حلاج، سید نعمت الله ولی، همدانی ، منابع ریاضی اصول اقلیدس و نمونه های معماری ایرانی–اسلامی گنبدها، محراب ها، قوس ها و نقشه های مرکزی گردآوری و تفسیر شده اند یافته ها نشان می دهد که در معماری سنتی ایران، نقطه صرفا یک عنصر هندسی نیست، بلکه به عنوان مبدا خلقت، مرکز حقیقت و کانون نظم فضایی عمل می کند این مفهوم در عناصر شاخصی همچون گنبد و محراب تجلی یافته و علاوه بر سازمان دهی فضایی، بار معنایی و نمادین را منتقل می کند در معماری معاصر نیز بازاندیشی در مفهوم نقطه می تواند به خلق فضاهایی منجر شود که ضمن دارا بودن انسجام عملکردی، تجربه ای معنوی و الهام بخش برای مخاطب فراهم آورند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ماده، مصطفی،1404،نظریه مفهوم نقطه و کاربرد های آن در معماری،سومین کنفرانس بین المللی پژوهش های کاربردی در مهندسی عمران، معماری و شهرساز�
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی پژوهش های کاربردی در مهندسی عمران، معماری و شهرسازی30 آبان 1404