چکیده مقاله
پدیده ی جهانی شدن به عنوان فرایندی چندبعدی، ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و ادبی جهان را دستخوش تحول کرده و ضرورت بازخوانی روابط میان فرهنگ ها را بیش از پیش مطرح ساخته است در این میان، ادبیات تطبیقی به عنوان رشته ای میان فرهنگی، نقش مهمی در تحلیل تعاملات ادبی و فرهنگی ایفا می کند و می تواند به عنوان پلی برای فهم، گفتگو و همزیستی میان ملت ها عمل کند پژوهش حاضر با تکیه بر دیدگاه های نظریه پردازانی چون برن هیمر، دیوید دمراش، مورتی، اسپیوک و کازانووا ، به بررسی رسالت ادبیات تطبیقی در عصر جهانی شدن می پردازد و ضرورت عبور از مرکزیت اروپایی، توجه به فرهنگ های پیرامونی، و تقویت گفت وگوهای جهانی را مورد تاکید قرار می دهد نتایج بررسی ها نشان می دهد که جهانی شدن ضمن ایجاد فرصت هایی برای تبادل فرهنگی، چالش هایی همچون نابرابری فرهنگی، سلطه گفتمان غرب، و حاشیه نشینی ادبیات غیرغربی را نیز پدید آورده است ادبیات تطبیقی با رویکردی نوین و فراملی، می تواند این شکاف را کاهش داده و به ترویج تنوع فرهنگی، فهم متقابل، و نقد ساختارهای ناعادلانه کمک کند پیشینه پژوهش نیز نشان می دهد که در مطالعات خارجی عمدتا چارچوب های نظری کلان درباره ادبیات جهانی مطرح شده، در حالی که پژوهش های داخلی بیشتر بر بازتاب جهانی شدن در ادبیات ایران، مسئله هویت، ترجمه و روابط بینامتنی تمرکز داشته اند به طور کلی، رسالت پژوهش در حوزه جهانی شدن و ادبیات تطبیقی در پی آن است که با تحلیل روابط ادبی میان فرهنگ ها، درک عمیق تری از تنوع انسانی فراهم آورد، زمینه گفت وگو میان ملت ها را تقویت کند و به شکل گیری جامعه ای جهانی و همدل کمک نماید
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�لیرانی کیکانلو، رضا و اسماعیلی، مهدی،1404،رسالت تحقیق درباره جهانی شدن و ادبیات تطبیق،چهاردهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهاردهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی30 آبان 1404 · تهران