چکیده مقاله
پژوهش حاضر به بررسی سیاست های دولت مرکزی اسپانیا در مواجهه با جریان های جدایی طلب پس از دوران گذار دموکراتیک می پردازد و تحلیل می کند که چگونه این سیاست ها توانسته اند ثبات سیاسی و انسجام ملی را حفظ کنند سوال اصلی پژوهش این است که دولت اسپانیا چه رویکردهایی در قبال جریان های جدایی طلب اتخاذ کرده و این رویکردها چه تاثیری بر ثبات سیاسی و انسجام ملی داشته اند برای پاسخ به این سوال، پژوهش از چارچوب نظری نظریه گذار قدرت استفاده می کند و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای اسنادی، داده های موجود در مقالات علمی، اسناد دولتی و منابع اینترنتی معتبر مورد بررسی قرار گرفته اند فرضیه پژوهش این است که دولت مرکزی اسپانیا با اتخاذ راهبردهای ترکیبی شامل سیاست های قانونی، اقدامات امنیتی محدود و مذاکرات منطقه ای توانسته است تا حد قابل توجهی چالش های ناشی از جریان های جدایی طلب را مدیریت کند و ثبات سیاسی نسبی را حفظ نماید نتایج تحلیل نشان می دهد که اول، ابزارهای قانونی، شامل قانون اساسی ۱۹۷۸ و نظام خودمختاری مرحله ای، چارچوب لازم برای تعدیل قدرت مناطق فراهم کرده است؛ دوم اقدامات امنیتی و نظامی هدفمند توانسته اند فعالیت های خشونت آمیز ETA و تهدیدات بالقوه را کاهش دهند؛ و سوم سیاست های اقتصادی و مذاکرات منطقه ای زمینه کاهش نارضایتی و افزایش مشارکت سیاسی را فراهم کرده اند مقایسه مناطق باسک و کاتالونیا نشان می دهد که تطبیق سیاست ها بر اساس ویژگی های تاریخی، اقتصادی و هویتی هر منطقه، کلید موفقیت دولت مرکزی در مدیریت جریان های جدایی طلب بوده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�میعی، محمد،1404،چالش های سیاست خارجی داخلی اسپانیا: تحلیل رویکرد دولت مرکزی در مواجهه با جریان های جدایی طلب پس از دوران گذار،چهاردهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهاردهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی30 آبان 1404 · تهران