چکیده مقاله
این مقاله به بررسی جایگاه احساسات در فلسفه رواقی با تمرکز بر آموزه های رواقیان متاخر می پردازد در ابتدا اهمیت احساسات از منظر هستی شناسی و غایت زندگی در فلسفه رواقی تحلیل می شود و نشان داده می شود که احساسات بستری برای دستیابی به فضیلت و هماهنگی با عقلانیت فراگیر هستی لوگوس هستند سپس سه روش کلیدی رواقیان برای مهار احساسات ذهن آگاهی، پذیرش وقایع و تفکیک امور اجتناب پذیر از امور اجتناب ناپذیر مورد بررسی قرار می گیرد در ادامه مقاله به ارزیابی محدودیت ها و چالش های این آموزه ها در تحقق عملی آنها می پردازد در نتیجه نشان داده خواهد شد که آموزه های رواقی علیرغم چالش های اجرایی همچنان چارچوبی اخلاقی و راهنمایی عملی برای مدیریت احساسات و دستیابی به زندگی فضیلت محور ارائه می دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مهدوی سولا، علی و مهدوی سولا، فاطمه و مهدوی سولا، پریسا،1404،احساسات در پرتوی لوگوس عقلانیت هستی تاملی بر آموزه های رواقیان متاخر،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل